341
[محلّ:
كسى كه محرم نيست. 1]
[محلّ:
محلّ قربانى است؛چنانكه در قرآن كريم آمده است: وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ ... ؛«سر خود را نتراشيد تا آنگاه كه قربانى به قربانگاه برسد.» 2]
مخاضه:
مكانى است در خيبر كه به مسجد پيامبر خدا در خيبر منتهى مىشود.
مختبأ:
ازرقى مىگويد:و مسجدى هم در خانۀ ارقم بن ابى ارقم مخزومى است كه اين خانه در كنار كوه صفاست و به آن «دار الخيزران»مىگويند.اين مسجد همان خانهاى بوده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن پنهان شده بود و عمر بن خطاب در آن اسلام آورد.خانۀ ارقم در سال 1399 ه.ق.ويران شده است.
مخرئ:
از مادۀ«خرء»است به معناى مدفوع.ابن اسحاق مىنويسد:پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به جانب بدر حركت كرد.چون به صفرا، كه قريهاى است ميان دو كوه،رسيد، پرسيد:اسم اين دو كوه چيست؟عرض كردند:به يكى از آنها«مسلح»مىگويند و به ديگرى«مخرئ».پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خوشش نيامد كه از ميان اين دو كوه عبور كند.لذا آن را در سمت چپ خود رها كرد و از دست راست به حركت ادامه داد.امروزه به يكى از دو كوه صفراء «سمنه»مىگويند و به ديگرى«ذيران».
مخمص:
(به فتح اول و سكون دوم و فتح سوم)،بكرى مىنويسد:جايى است در ديار بنى كنانه.او شرح حال مردى را نقل مىكند كه گوسفندان خود را در مخمص به چرا مىبرد...و فرستادگان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله براى جمعآورى زكات پيش او آمدند.
ياقوت اين نام را به كسر ميم ذكر كرده و گفته است:راهى است در كوه عير به طرف مكه...امّا اينكه آيا منظور او از «عير»عير مكّه است يا عير مدينه، توضيحى نداده است.و در جايى هم نديدهام كه كسى محل آن را تعيين كرده باشد.
مخيض:
در اخبار غزوۀ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با بنى لحيان آمده است كه آن حضرت از غراب و سپس از مخيض و بعد،از بتراء گذشت.