302شدند و از اين رو،فرستادگانى را به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روانه كردند تا در برابر نيمى از فدك با آن حضرت مصالحه كنند.فرستادگان مردم فدك،در خيبر يا در راه و يا پس از ورود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مدينه،خدمت آن بزرگوار رسيدند و حضرت درخواست ايشان را پذيرفت؛ بدين ترتيب فدك از اموال خالصۀ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله درآمد؛چرا كه بدون جنگ و لشكركشى فتح شد.پس فدك جزو صدقات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است.به درستى معلوم نيست كه آيا مردم فدك بر نيمى از آن مصالحه كردند يا بر تمام آن؛چرا كه در احاديث به هر دو صورت آمده است.
-محمد بن يحيى گويد:مالك بن انس از عبد اللّه بن ابى بكر بن عمرو بن حزم نقل مىكرد كه:پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با مردم فدك با اين شرط مصالحه كرد كه نيمى از(درآمد)فدك متعلّق به او باشد و نيمى ديگر از آن خود اهالى.اين وضع تا زمان عمر بن خطاب همچنان ادامه داشت.اما عمر به يهوديان فدك پيشنهاد كرد كه نصفۀ متعلّق به ايشان را در مقابل شتر و نيروى انسانى و پول نقل از آنها خريدارى كند و يهوديان فدك را ترك كنند.او قيمت نصف فدك را به صورت جنس و نقد پرداخت كرد و آنگاه يهوديان را از آنجا اخراج نمود.
-ابو غسان گويد:شخصى غير از مالك گفت:چون عمر به خلافت رسيد، يهوديان خيبر را اخراج كرد.او ابو الهيثم بن تيهان و فروة بن عمرو و جبّار بن صخر و زيد بن ثابت را فرستاد تا اموال(متعلّق به خيبريان)را قيمتگذارى كنند.اين افراد زمينهاى فدك و نخلستانهاى آن را ارزيابى كردند.عمر اين اموال را گرفت و قيمت نصفهاى را كه متعلّق به اهالى فدك بود، به ايشان پرداخت كرد.مبلغ آن به پنجاه هزار درهم و به قول يكى از علما،اندكى بيشتر از آن،بالغ مىشد.عمر اين مبلغ را از پولهايى كه از عراق برايش آورده بودند،پرداخت كرد.و آنگاه يهوديان فدك را به شام اخراج كرد.
-ابراهيم بن منذر از عبد اللّه بن وهب،از مردى از يحيى بن سعيد برايمان نقل كرد كه گفت:اهالى فدك نمايندگانى را نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرستادند و با آن حضرت به اين شرط بيعت كردند كه جانشان محفوظ و نيمى از اراضىشان