301مىگويند.فدك در سيره و حديث، داستان مفصلى دارد كه ذكر آن در اينجا به درازا مىكشد.
توضيحاتى دربارۀ فدك: 1
-حبّان بن بشر،از يحيى بن آدم،از ابن ابى زائده،از محمد بن اسحاق،از زهرى و عبد اللّه بن ابى بكر از يكى از فرزندان محمد بن ابى سلمه برايمان نقل كرد كه گفت:تعدادى از اهل خيبر در قلعه باقى مانده و سنگر گرفته بودند.آنان از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه خونشان را نريزد و در عوض،آنها را از آنجا اخراج كند.پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين درخواست آنان را پذيرفت.اهل فدك اين خبر را شنيدند و آنان نيز چنين درخواستى كردند و حضرت با درخواست آنها نيز موافقت فرمود و بدين ترتيب،فدك جزو اموال خالصۀ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد چرا كه بدون لشكركشى و جنگ به تصرف آن حضرت درآمد.
-محمد بن يحيى از عبد العزيز بن مروان از ابراهيم بن حويّصه از خالويش معن بن جويّه از حسيل بن خارجه برايمان نقل كرد كه گفت:هنگامى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خيبر را فتح كرد،يهوديان فدك به آن حضرت پيغام دادند كه:«به ما امان بده و در عوض فدك از آن تو باشد».پيامبر صلّى اللّه عليه و آله محيّصة بن حرام را نزد اهالى فدك فرستاد و او فدك را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گرفت و بدين ترتيب جزو اموال خالصۀ پيامبر درآمد.اهالى وطيح و سلالم،دو دژ از دژهاى خيبر نيز از در صلح در آمدند و اين دو دژ را به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله واگذار كردند كه جزو اموال خاص آن حضرت درآمدند.(دژ) كتيبه،كه بعد از وطيح و سلالم واقع بود نيز به عنوان خمس در نظر گرفته شد.
بنابراين،مجموع اين چند دژ جزو اموال خالصۀ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد و از جمله اموالى بودند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به عنوان صدقه از خود بر جاى گذاشت و مخارج همسرانش را از درآمد و عايدى آنها تأمين مىكرد.
-محمد از قول ابن اسحاق نقل كرده كه چون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از كار فتح خيبر آسوده شد،اهالى فدك از بلايى كه بر سر مردم خيبر آمده بود،هراسان