290
غران:
(به ضمّ اول و تخفيف دوم)،بر وزن «غراب».در خبر غزوۀ بنى لحيان يا همان «رجيع»از اين وادى ياد شده است.
ابن اسحاق مىنويسد:غران واديى است ميان«امج»و«عسفان»و منازل بنى لحيان در آنجا قرار داشته است.
«امج»اكنون«خليص»معروف است و راه مكه به مدينه در هشتاد و هفت كيلومترى بعد از گردنۀ غزال به سمت غران پايين مىرود.-«نقشۀ ما بين طائف و رابغ».
غرز النقيع:
-«نقيع».
غرس(بئر غرس):
غرس در لغت به معناى قلمۀ درخت يا نهالى است كه در زمين مىنشانند تا برويد.چاه غرس كه در احاديث نبوى از آن ياد شده،در قبا بوده است.نيز-«بئر».
غرقد:(بقيع الغرقد)،
غرقد در لغت به معناى گياه ديوخار است.نام بقيع الغرقد،قبرستان عمومى مدينه،از همين معنا گرفته شده است.
غرور:
(به ضمّ اول)،گردنهاى است در يمامه.از همين گردنه بود كه خالد بن وليد بر مسيلمۀ كذّاب تاخت.
غرّه:(به ضمّ اول و تشديد دوم)،به گفتۀ ياقوت،دژى بوده در مدينه متعلّق به بنى عمرو بن عوف.كه منارۀ مسجد قبا در محلّ آن ساخته شد.
غزّات:همان غزّه است.
غزال:به معناى آهوى نر است و همان گردنۀ عسفان مىباشد كه از شمال مشرف بر عسفان است.اين گردنه در 85 كيلومترى شمال مكه قرار دارد.
غزّه:
شهرى كنعانى عربى است و يكى از قديمىترين شهرهاى دنيا مىباشد.
ياقوت مىگويد:غزّه برگرفته از «غزّ فلان بفلان و اغتزّ به»است؛يعنى فلانى را از ميان ياران خود برگزيد و او را از ياران خاص خود قرار داد.دباغ مىگويد:به احتمال زياد،به معناى «قوىّ»،«مخازن»،«گنجينهها»و«آنچه اندوخته مىشود»است.در حديث آمده:«شما را به دو عروس:غزّه و عسقلان مژده مىدهم».اين شهر در زمان خلافت ابو بكر به دست عمرو بن عاص فتح شد.«هاشم»بن عبد مناف كه