291براى تجارت به غزّه رفته بود،در همين شهر از دنيا رفت.شافعى نيز در غزه به دنيا آمده است.
غضبان:
(قصر غضبان)،جايى بوده در حومۀ بصره.نقل شده است انس بن مالك دعا كرد كه خداوند براى باغى كه داشت باران بفرستد و باران آمد و به «قصر غضبان»نرسيد.مقصود اين است كه خداوند دعاى اين صحابى را مستجاب كرد و فقط بر باغ او باران فرستاد.
غضوين:
(ذو غضوين)،تثنيۀ«غضا»است.در حديث هجرت اين نام برده شده است.
ابن اسحاق مىگويد:سپس بلد راه، آن دو(پيامبر و ابو بكر)را از بطن مرجح در ذو الغضوين برد.
بعضى آن را«عصوان»گفتهاند كه تثنيه«عصا»است و به يكى از آنها «عصا اليمنى»مىگويند و به ديگرى «عصا اليسرى».در آبراههاند كه بعد از پيوستن به يكديگر دو وادى مجاج، يكى از ريزابههاى وادى فرع مىريزند.
غطفان:
قبيلهاى عدنانى است كه در آن قسمت از سرزمين نجد كه بعد از وادى القرى و كوه طئ است، مىزيستند؛از جمله ديار غطفان است:
ذو ارل و هباءة.و از كوههاى ايشان است:
ضرغد.و از وادىهاى آنهاست:«رمّه».
اين قبيله در زمان جاهليت بت عزّى را مىپرستيدند.
غفار:
قبيلهاى عربى است كه در اطراف مكه به سر مىبردند.از قناتهاى اين قبيله است:«بدر»؛و از وادىهاى آنهاست:
«ودّان»؛و از جمله ديار ايشان است:
وادى صفرا واقع در ميان مكه و مدينه.
غماد:
(به كسر اول و بعضى هم به ضمّ آن گفتهاند)،راجع به اين كلمه،پيشتر در ذيل عنوان«برك»توضيح دادهايم.به اين عنوان در حرف باء رجوع شود.
ياقوت مىگويد:مىتواند جمع «غمد»باشد كه به معناى غلاف شمشير است،اما در ميان اسامى امكنه،معنايى ندارد.بنابراين،بايد مأخوذ از«غمدت الرّكيّة»باشد؛يعنى آب چاه زياد شد.
غمدان:
(به ضمّ اول)،دژ يا ارگى بوده در يمن،واقع در نزديك صنعا كه ارياط حبشى آن را ويران كرد.