278آبهاى آنها به علق مىريزد«جبال علق»مىگويند.علق در 45 كيلومترى شرق مكه،در راه طائف واقع شده كه از وادى نعمان عبور مىكند.
علم:
در لغت عرب به معناى كوه است و جمع آن«اعلام»مىباشد.به علايم و نشانههايى كه در كنار جادهها،براى راهيابى نصب مىشود نيز«اعلام» مىگويند،(و مفرد آن علم است.)اين كوه بايد در حجاز باشد؛زيرا در مدايح نبوى و اشعارى كه در شوق و اشتياق به ديار مقدسه سرودهاند،از اين نام ياد شده است؛مثلا مرحوم احمد شوقى گفته است:
ريم على القاع بين البان و العلم
أحلّ سفك دمي في الأشهر الحرم
اين امكان نيز وجود دارد كه مراد از علم يكى از نشانههاى حرم باشد كه براى تعيين حدود مكۀ مكرمه نصب شدهاند.و اللّه اعلم.
علو المدينه:
(به ضمّ عين و سكون لام)، در حديث هجرت آمده است:«هنگامى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه آمد،در علو (بالاى)مدينه،در ميان قبيلهاى كه به آنان بنى عمرو بن عوف مىگويند،فرود آمد».
ابن حجر مىگويد:هر چه در سمت نجد باشد،به آن عاليه مىگويند و آنچه در جهت تهامه باشد،سافله خوانده مىشود.و قبا جزو عوالى مدينه است.
فرود آمدن پيامبر در علو مدينه،براى بالا گرفتن كار آن حضرت و دينش به فال نيك گرفته شد.
عمان:
(به ضمّ اول و تخفيف ميم)،ناحيۀ معروفى است در جنوب شرقى شبه جزيرۀ عربستان كه در جاهاى متعددى از حديث شريف،از آن ياد شده است.در حديث حوض آمده است:«ميان بصرى و صنعا و ميان مكه و ايله و از اينجا كه من هستم تا عمان را شامل مىشود».در حديث آمده است كه:«هر كس كسب روزى بر او دشوار گردد،به عمان برود».
عمّان:
(به فتح اول و تشديد ميم)،مراد در اينجا،عمّان اردن است.در سنن ترمذى آمده است:«حوض(كوثر)از عدن تا عمّان بلقاء است».
[عمره:
در لغت به معناى زيارت است كه از عماره گرفته شده؛زيرا زائر بيت اللّه به