277اسلام دعوت مىكرد...همچنين روايت شده كه آن حضرت در بازار عكاظ به سخنرانىهاى قس بن ساعده گوش مىداد.
اين بازار در سمت شمال شرقى شهر«الحوّيۀ»فعلى،واقع در شمال شرقى طائف،در سى و پنج كيلومترى پايين وادى شرب و وادى عرج كه تلاقيگاه اين دو رودخانه است،قرار داشت؛چرا كه اماكن مذكور در حوادث عكاظ-مانند عبلاء و شرب و حريره- هنوز هم در آن مكان معروفاند.
عكّه:
(به فتح اول و تشديد دوم)،مراد از عكّه در اينجا،شهر فلسطينى«عكا»،واقع در ساحل درياى مديترانه است.اين شهر را مسلمانان در سال پانزدهم هجرى به دست معاوية بن ابى سفيان و عمرو بن عاص فتح كردند.در حديث آمده است:
«خوشا به حال كسى كه عكا را ببيند».
عكل:
تيرهاى از قبيلۀ عدنانى طابخه است.
دو دهكدۀ شقراء و اشيقر از روستاهاى اين تيره بوده است.از اين تيره در كنار قبيلۀ«عرينه»نيز ياد مىشود و به مجموع اين دو«عرنيّون»گفتهاند كه شايد از باب تغليب باشد؛زيرا همانطور كه گفتيم، «عكل»قبيلهاى عدنانى است اما عرينه قحطانى مىباشد.معلوم نيست اين قبيله در داستان مشهورشان،در سريّه كرز بن جابر قهرى،از كجا به مدينه آمدند.
علا:
(به ضمّ اول و الف مقصور)،جمع«عليا» است كه وادى آن در گذشته به نام وادى القرى معروف بود.علا در محل بازار قديمى قرح واقع است.اهالى قرح مدّعى هستند كه مسجد جامع اين شهر همان مسجد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در«قرح» است كه آن حضرت هنگام عبور از آنجا،هنگام رفتن به جنگ تبوك،آن را بنا كرد.«علا»نامى جديد است كه در معجم ياقوت آمده و نمىدانم كه پيش از او چه كسى اين نام را به كار برده است.
علا در 322 كيلومترى شمال مدينۀ منوره واقع است و ايستگاه راه آهن حجاز،ميان مدينه و شام،در آنجا قرار داشت.
علق(ذو علق):
يكى از شاخههاى وادى نعمان است كه وقتى از كوه«كرا»به قصد طائف بالا مىرويد،علق در سمت راست شما است.به كوههايى كه