223دربارۀ آنها هر طور كه حكم خداست عمل كند.اينها مجموع صدقات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بودهاند.
-او گفت:واقدى،از ايّوب بن ابى ايّوب،از عثمان بن وثاب نقل كرد كه:
اين صدقات جزئى از اموال بنى نضير بودند.پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه از احد برگشت،اموال مخيريق را تقسيم كرد.
حيّان بن بشر،از يحيى بن آدم،از ابراهيم بن حميد رواسى،از اسامة بن زيد ما را حديث كرد كه گفت:ابن شهاب از قول مالك بن اوس بن حدثان از عمر خبر داد كه:خالصههاى خيبر و فدك و بنى نضير از آن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود.
(املاك)بنى نضير وقف نوّاب او بود و «فدك»وقف ابناء السبيل( درراهماندگان).اما«خيبر»را سه بخش كرد؛دو بخش را به مسلمانان اختصاص داد و يك بخش را براى خرجى خانوادهاش و مازاد بر هزينۀ خانوادهاش به نيازمندان و فقراى مسلمان برگردانده مىشود.
صرار:
(به كسر اول)،بكرى مىگويد:چاهى قديمى است در سه ميلى مدينه روبهروى حرّۀ واقم(حرّۀ شرقى).وى داستان عمر بن خطاب را در اين رابطه بازگو كرده است.
ياقوت مىنويسد:صرار در لغت به معناى جاهاى مرتفع و بلندى است كه آب بر آنها بالا نمىرود.سمهودى نقل كرده كه:صرار چاهى است در سه ميلى مدينه در راه عراق.عياض مىگويد:نام جايى است كه در آن چاههايى وجود دارد.در اخبار غزوۀ قرقرة الكدر آمده است:آنان غنايم خود را در صرار،واقع در سه ميلى مدينه،تقسيم كردند.در بخارى آمده است:پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه از غزوۀ ذات الرقاع به مدينه برگشت،در جايى به نام«صرار»دستور داد قربانى كردند.اين صرار در مدينه است؛به همين دليل بخارى گفته است:
صرار جايى است در ناحيۀ مدينه.
صرخد:
در شعرى كه اعشى قيس در مدح پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سروده آمده است:
و ابتذل العيس المراقيل تغتلى
مسافة ما بين النّجير فصر خدا
نجير،دژى بوده در يمن نزديك حضرموت و«صرخد»كه امروزه به آن «صلخد»مىگويند،شهرى است در