216مىشود و نزديك مدينه است.در تعيين مكان اين كوه اتفاق نظريه نيست،اما معروف است كه در شرق مدينه قرار دارد؛براى اينكه حربى مىگويد:(آب) وادى قنات از قرقره و شوران مىآيد.
شوط:
(به فتح اول و سكون دوم)،در لغت به معناى«دويدن»است.ابن اسحاق مىنويسد:هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سمت احد خارج شد،وقتى به شوط، واقع در بين احد و مدينه رسيد عبد اللّه بن ابىّ 1از شركت در جنگ خوددارى كرد و به مدينه برگشت.
گفتنى است كه هيچكس جاى شوط را نمىداند.شايد اين نامهايى كه مورّخان ذكر مىكنند،در زمان جاهليت و صدر اسلام شناخته و به نام نبودهاند و لذا هرگاه حادثه و رخدادى را توصيف كردهاند،نامهاى اماكنى را كه بعدها پديد آمده بر روى آن گذاشتهاند...احتمالا، شوط در اينجا:محل مسابقۀ اسبها بوده كه در روزگار رسول گرامى شهرتى نداشته،بلكه بعدها در زمان اين روايت در عصر عباسى به وجود آمد و يا نام بستانى است كه مردم در عصر عباسى كاشتهاند و قبلا ميدان اسبدوانى بوده است.
[و نيز«شوط»به يك بار رفتن به سوى نهايت چيزى گفته مىشود و جمع آن«اشواط»است و در حديث آمده كه:
«طاف صلّى اللّه عليه و آله بالبيت سبعة اشواط»؛«پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هفت بار خانۀ كعبه را طواف كرد.» 2]
[همچنين«شوط»نام بستانى در مدينه بوده كه امروزه به محلّههاى مسكونى مختلف تبديل گرديده و هر كوى و محلّهاى از آن،نام خاص خود را دارد و نام سابق آن(شوط)براى كسى آشنا نيست. 3]
[شيح:
گياهى است بيابانى كه مزۀ آن تلخ و بوى آن معطّر است و حيوانات از آن تغذيه مىكنند 4و آن را به فارسى درمنه مىگويند در حديث آمده:«لا بأس أن تشمّ...الشّيح و أشباهه و أنت محرم» 5