152ايالتهاى بزرگ كشور اسلامى بود و از شرق ايران(نيشابور)تا شمال افغانستان (هرات و بلخ)و تركمنستان(مرو)را در بر مىگرفت.
خريم:
گردنهاى است ميان دو كوه واقع در ميان جار و مدينه و به قولى ميان مدينه و روحاء،كه راه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هنگام بازگشتش از بدر از آنجا مىگذشت.
خزاعه:
قبيلهاى قحطانى است از ازد كه در اطراف مكه،در مرّ الظهران به بعد مىزيستند.از كوههاى اين قبيله است:
ابواء و از آبهاى آنان است:و تير،مريسيع و غرابات.بنى مصطلق يكى از تيرههاى همين قبيله مىباشد.«مناة»يكى از بتهاى اين قبيله و قبيلۀ هذيل بود كه ميان مكه و مدينه قرار داشت.
[خزامى:
شب بوى دشتى است كه گل آن خوشبو مىباشد. 1بوييدن خزامى بر محرم حرام نيست. 2]
خزبى:
(به فتح اول و سكون دوم)،جايى است در سند الحرّه روبهروى مسجد القبلتين در مدينه.خزبى زيستگاه بنى سلمه،از انصار بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله چون اين نام را خوش نداشت،آن را به «صالحه»تغيير داد؛زيرا خزب در لغت به معناى التهابى آماس مانند در پوست است كه بيشتر در پستان به وجود مىآيد.
خشب:
(به ضمّ اول و دوم)،«ذو خشب»، وادى يا مكانى است كه در حديث و مغازى از آن ياد شده و در يك منزلى مدينه در راه شام قرار دارد.شايد محلّ آن در سى و پنج كيلومترى مدينه در كرانۀ شرقى وادى حمض باشد.
خشين:
مصغّر«خشن»است.ابن اسحاق مىنويسد:...و ديگرى غزوه(جنگ) زيد بن حارثه است با جذام در سرزمين خشين.ابن هشام مىگويد:در سرزمين «حسمى».احتمال دارد خشين تحريفشدۀ«حسمى»باشد.
خصى:
دژ و چاهى است در قباى مدينه.
[خضخاض:
محلى است در ده كيلومترى «اضاة بنى غفار».در طرف خضخاض، مقبرهاى است كه به«مقبرة المهاجرين»