116سخت گرسنگى روبهرو شدى و گوسفندى يا حيوان حلال گوشت ديگرى متعلق به برادر مسلمانت ديدى كه آلت ذبح و وسيلۀ پختوپز هم بر خود حمل مىكند،به آن تعرض نكن(به نقل از لسان العرب)]
جناب:
(به كسر جيم)،ياقوت مىنويسد:
جايى است در ناحيۀ خيبر و سلاح و وادى القرى و به قولى:ميان مدينه و فيد.
به گفتۀ بلاذرى در انساب الاشراف، سريۀ بشير بن سعد در طرفهاى همين جناب به وقوع پيوسته است.
جند:
(به فتح جيم و نون)،يكى از مخاليف 1يمن در عهد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده كه معاذ بن جبل از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به كارگزارى آنجا تعيين شد.
جنفاء:
(به فتح اول و دوم و در روايتى به ضمّ جيم)،در داستان ملاقات نمايندگان بنى فزاره با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در خيبر،از اين مكان نام برده شده است.در آنجا آمده كه حضرت به آنها فرمود:وعدۀ ما در جنفاء.جنفاء جايى بوده در حاشيۀ خيبر و هنوز هم در الضّغن،واقع در نشيب حرّۀ خيبر و شرق فدك،معروف است.
جنينه:
مصغّر«جنّه»،نام جاهاى چندى است؛از جمله:جنينۀ نزديك وادى القرى.روايت شده كه ابو عبيده از مدينه حركت كرد تا آنكه به وادى القرى رسيد و سپس از اقرع و جنينه و تبوك و سروع گذشت و آنگاه وارد شام شد.
جوّ:
نام جايى است كه در قصيدۀ كعب بن زهير،در مدح پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله،از آن ياد شده است.
جواثى:
(به ضمّ جيم)،شهرى است در بحرين از عبد القيس-«بحرين».در حديث آمده است:نخستين نماز جمعهاى كه بعد از نماز جمعۀ مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اسلام برگزار شد،در جواثى،در بحرين بود.
جوّانيّه:
(به فتح جيم و تشديد واو و كسر نون و تشديد ياء)،گفتهاند:سرزمينى است از توابع مدينه در سمت فرع.
نووى مىنويسد:جايى است نزديك احد در سمت شام(شمال)