111
جرش:
(به فتح جيم و راء)،شهرى است در شرق اردن،واقع در بيست و پنج كيلومترى جنوب شرقى عجلون.اين شهر در دورۀ خلافت عمر بن خطاب به دست شرحبيل بن حسنه فتح شد.
نيز:جرش دهكدهاى است در منطقۀ قدس فلسطين.
جرف:
(به ضمّ جيم و سكون راء)،جرف مذكور،در احاديث و سيره،در شمال مدينه قرار داشته ولى امروزه يكى از محلّههاى متصل به مدينه است و محلهاى زراعى و جمعيتنشين مىباشد.
جزع:
در نامۀ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بلال بن حارث،اين نام آمده است.جزع در لغت به معناى خم وادى و رودخانه مىباشد.
جزع نام خاص جايى نيست بلكه نشانهاى است براى تعيين يك جا و مكان.
جزّعه:
در نامۀ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بلال بن حارث مزنى از اين مكان نام برده شده است.حضرت طىّ اين نامه،نخل را به بلال واگذار كرد و جزّعه بخشى از منطقۀ نخل است كه داراى نخلستان بوده.
ابن سعد مىنويسد:جزّعه نام دهكدهاى است.اما من در نواحى مدينه دهكدهاى به اين نام شناسايى نكردم.
جشم:
(به ضمّ اول و فتح دوم)،چاه يا جايى بوده در مدينه.عدهاى محل آن را در جرف دانستهاند و بعضى هم در وادى رانونا.شايد هم دو جشم بوده است، يكى از جرف و ديگرى در وادى رانونا.
جصّين:
(به كسر جيم و تشديد صاد)،جايى در مرو خراسان.عبد اللّه بن بريدة بن حصيب گويد:پدرم در مرو درگذشت و قبرش در جصّين است.او پيشوا و نور اهالى مشرق زمين است؛چرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد:هر مردى از اصحاب من در شهرى از شهرها بميرد،روز قيامت پيشواى مردم آن شهر خواهد بود.
جعرّانه:
(به كسر جيم و عين و تشديد راء)، اين كلمه كه با كسر جيم و سكون عين و تخفيف راء نيز آمده،نام جايى است ميان مكه و طائف كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام بازگشت از جنگ حنين،در اين مكان توقف كرد و غنايم هوازن را تقسيم نمود و از همانجا محرم شد.
جعرانه در شمال شرقى مدينه،در ابتداى وادى سرف واقع شده و هنوز هم