108در سال 1039 هجرى قمرى از آنها گرفته شده و از اينرو به اين كوه«مقلع الكعبه» نيز گفته مىشود. 1]
جبله:
(به فتح اول و دوم و سوم):
تپهاى است سرخ رنگ و طولانى،كه چنانچه از دوادمى به سمت شهر عفيف بروى،تپه در شمال اين شهر واقع مىشود.يكى از جنگهاى عرب،كه گفتهاند در سال تولد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به وقوع پيوسته،در محل همين تپه رخ داده است.
جثجاثه:
(به فتح جيم و سكون ثاء)، روايت شده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسجدى ميان جثجاثه و بئر شدّاد نماز گزارد...جثجاثه نزديك نقيع است كه در شانزده ميلى مدينه قرار دارد.-«نقيع».
جحفه:
(به ضم اول و سكون دوم)،جايى است ميان مكه و مدينه،واقع در بيست و دو كيلومترى جنوب شرقى رابغ و ميقات مردم مصر و شام است،در صورتى كه از مدينه عبور نكنند.نام قبلى آن«مهيعه» بود،اما چون در يكى از سالها سيلى جارى شد و تمام اين محل ويران كرد و اهالى آن را با خود برد 2به نام«جحفه» خوانده شد.جحفه در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده و در حديث از آن نام برده شده است.
جداجد:
(به فتح جيم)،جمع«جدجد»است به معناى زمين هموار سخت.در حديث هجرت آمده است كه بلد راه آن دو را از وسط(وادى)ذا كشد برد و سپس از جداجد گذراند.
[جدال:
به معناى مجادله است و در ذيل آيۀ شريفۀ: وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ... 3
در حديثى چنين آمده است:«الجدال فى الحديث،هو قول الرّجل:لا و اللّه و بلى و اللّه»جدال در حج عبارت است از سخن(سوگند)نه به خدا،براى انكار چيزى و آرى به خدا،براى اثبات چيزى.
بعضى از افاضل مطلق سوگند را جدال دانستهاند. 4]