109
جدر:
(به فتح جيم و سكون دال)،به معناى جدار(ديوار)است.«ذو جدر» چراگاهى بوده در شش ميلى مدينه،در ناحيۀ قبا كه شتران پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آنجا مىچريدند و در همينجا بود كه اين رمه، مورد هجوم و غارت قرار گرفت.
[جدره:
طايفهاى از قبيلۀ ازد مىباشند.
دليل نامگذارى آنها به اين جدره،آن است كه آنها جدار(ديوار)كعبه و به نقلى ديوار حجر اسماعيل را بنا نهادهاند. 1]
جدوات:
به گفتۀ ابن سعد،اين مكان در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بعد از«العرج»بوده است.
جدّه:
(به ضمّ جيم)،در لغت به معناى راه است و نيز به معناى خط پشت خر كه مخالف با رنگ ساير بدنش مىباشد.
بعضى گفتهاند جدّه مقبرۀ جدّۀ ما حوّاست و به همين دليل هم جيم آن را فتحه دادهاند؛اما اين سخن درست نيست.جدّه شهرى است مشهور در ساحل درياى سرخ و براى نخستين بار عثمان بن عفان آنجا را بندرگاه قرار داد.اين شهر در 73 كيلومترى غرب مكه و 420 كيلومترى جنوب مدينه قرار دارد.
[جده:
به معناى ثروت و توانايى مادّى است،در حديث است:
«إنّ اللّه عزّ و جلّ فرض الحجّ على أهل الجدة في كلّ عام» «خداوند حج را بر توانمندان مادّى، در هر سال فرض كرده است. 2]
جذام:
قبيلهاى است قحطانى كه در كوههاى حسمى مىزيستند و محلّ سكونت آنان از مدين تا تبوك و تا اذرح و از آنجا تا طبريّه و لجون و ناحيۀ عكا را در بر مىگرفت.همين قبيله بود كه زيد بن حارثه با آنان جنگيد.
جذيمة بن عوف:
قبيلهاى عدنانى است كه در البيضاء،در ناحيۀ الخطّ واقع در شرق عربستان سعودى كه در نواحى قطيف مىزيستند.سريّۀ خالد بن وليد در سال هشتم هجرى به سوى همين قبيله بوده است.