382شتران صف زده چنانكه در نحر شتر مقرر است و بعضى قراء صوافى خواندهاند يعنى در حالتى كه آن شتران صافى و خالص باشند از براى خداى تعالى و بعضى صوافن خواندهاند از صفون اسبان بمعنى يك سم برداشتن ايشان چنانكه در نحر شتر واقع مىشود گاهى.
و وجوب در لغت بمعنى افتادنست و مراد از افتادن شتران مفارقت روح ايشانست بعد از نحر.
و مراد از قانع كسى است كه راضى باشد به آن چه به او دادهاند و گدائى نكند از قناعت بمعنى رضا دادن به آن چه به او دادهاند و طلب ناكردن زيادتى.
و از (معتر) كسى كه متعرض گدائى شود از اعتراء بمعنى متعرض كارى شدن.
و ظاهر صيغۀ امر وجوب اكل و اطعام است از گوشت شتران كه در حج قربانى كرده شوند و آن در قربانى حج تمتع است بقول اصح چنانكه بعضى روايات صحيحه نيز دالست بر آن.
و اما در قربانى حج قران و قربانى كه غير حج كه اضحيه گويند اكل و اطعام از گوشت آن سنت است اولى آنست كه مراد از بدن شتران قربانى حج تمتع باشد به قرينۀ سوق كلام كه در بيان حج است و افضل اقسام حج، حج تمتع است.
و مراد از (كلوا منها) وجوب اكل باشد از ثلث آن.
و از (أَطْعِمُوا اَلْقٰانِعَ وَ اَلْمُعْتَرَّ) وجوب هديه كردن ثلث ديگر آن و وجوب تصدق كردن ثلث ديگر آن چنانكه عنوان قانع و معتر مشعر است به آن.
و برين تقدير آيت دلالت مىكند بر وجوب تثليث هدى تمتع بر وجه مذكور چنانكه مختار محققان اصحابست هم چنان كه دلالت مىكند بر وجوب