368شناختند و وجوه ديگر نيز گفتهاند و ظاهر آنست كه عرفات منصرفست از جهة آن كه تاء او از براى تأنيث نيست بلكه علامت جمع است به الف و تأنيث معنوى معتبر نيست در او چنانچه در بعضى اسماء امكنه معتبر نيست بنا بر آن كه اصل در اسماء صرفست، يا آن كه تاء جمع مانعست از تقدير تاء تأنيث هم چنان كه تاء عوض از همزه در اين است مانعست از تقدير تاء تأنيث چنانكه صاحب كشاف گفته.
و احتمال دارد كه غير منصرف باشد به سبب علميت و تأنيث و تنوين او مقابله باشد نه تنوين تمكن و دخول كسره به همۀ آن باشد كه تنوين مقابله قايم مقام تنوين تمكن است و عدم دخول كسره در غير منصرف به تبعيت عدم دخول تنوين تمكن است بى قايم مقام و مشعر الحرام علم موضع معين است ميان عرفات و منى و حد او از مازمين است از دو جانب راه تا حياض از يك جانب تا وادى محسر از جانب ديگر و وجه تسميه او آنست كه مشعر در لغت بمعنى علامت است و حرام بمعنى محترم و اين موضع علامت عبادتست و محترم است و اين موضع را مزدلفه نيز گويند از ازدلاف بمعنى نزديك شدن از جهة آن كه مردم آنجا با هم نزديك واقع مىشوند و جمع نيز گويند از جهة جمع شدن آدم با حوا آنجا از جهة جمع كردن نماز شام با خفتن در او يا از جهة جمع شدن مردم با هم در او و ما در (كَمٰا هَدٰاكُمْ) مصدريه است يا كافه يا موصوله يا موصوفه بحذف عايد يعنى اليه و كاف بمعنى تشبيه است، بان يعنى ياد كنيد خداى تعالى را ياد كردن نيكو هم چنان كه هدايت كرده است شما را يعنى تعليم كرده طريق ذكر خود را و ظاهر آنست كه ضمير (مِنْ قَبْلِهِ) راجع است به هدى كه مصدر (هديكم) است و كلمۀ ان مخففه از مثقله است و لام در لَمِنَ اَلضّٰالِّينَ جهة فرق است ميان ان مخففه از مثقله و ان نافيه.