91تابعان أهل البيت عليهم السلام بآن تصريح نمودهاند آنست كه اعتقاد بايد كرد كه آنچه از أمور غيبى متعلق باحكام دين باشد خداى تعالى عند الاحتياج آن را به پيغمبر و اوصياى او اعلام مىنمايد و زياده از اين دعوى نكردهاند و بتواتر رسيده كه حضرت پيغمبر مدتها در مسئلۀ انتظار وحى كشيدهاند و اگر ايشان را در اول فطرت يا در اول بعثت اطلاع بر جميع غيب مىبود انتظار وحى كشيدن بىوجه مىبود»
صورة مكتوبين من المكاتيب المشار إليها
و اتماما للفائدة للناظرين أنقل المكتوبين الأخيرين من تلك المجموعة هنا بعين عبارتهما و عنوانيهما و هما:جواب قاضى نور اللّه الحسيني-اللّه أكبر،ورقهاى مسودۀ خدام شمرده شد و در وقت شماره مجملا معلوم شد كه از قبيل همان سخنان خام بيهودۀ سابق است كه اصلا مناسبتى بكلام عقلاء فضلا عن الفضلاء ندارد و سواد شما را بر آن داشته كه در برابر جفاكشيدگان وادى فضل نا در برابر نويسد اين نوشتهها همان لايق است كه در پهلوى كتاب دلستان شما مجلد شود و در تمثيل حال شما بهمين يك بيت اكتفا نموده قطع گفت و شنيد مىنمايد اگرچه يك مرتبه اين سنت را پيش از اين بكار بسته بود:
اى مگس عرصۀ سيمرغ نه جولانگه تست
عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى»
رقعۀ مير يوسف على الحسيني-اللّه أكبر،بر أرباب وجد و حال و أصحاب فضل و كمال مخفى نيست كه وسيلۀ قرب و منزلت در عجز و مسكنت مضمر است نه در رفعت و مكنت بنده كه باشم كه برابر مگس باشم چه مگس را حالت پرواز است و بنده را نيست و از چند وجه مگس بهتر است از سيمرغ اول آنكه مگس غالبا با پادشاهان سلوك مىكند و پادشاهان پيش او عاجز آيند شنيدم كه سلطان محمود سبكتكين از بزرگى پرسيد كه چه حكمت است خداى تعالى را در خلقت مگس؟-گفت كمترين حكمت آنست كه عجز جباران را به ايشان نمايد دوم آنكه حكما گفتهاند كه مگس دفع عفونت و وبا مىكند