86برسد خواب ديدم كه حضرت أمير المؤمنين عليه السلام تركش پر تير با كمان بر ميان من بستند و بعد از سه روز آن نسخه رسيد و از آن تركش تيرهاى جانكاه بر مخالفان زدم و آنكه نوشتهاند كه تصنيف بايد پيش مخالف و مؤالف مقبول باشد بسيار بىوجه است زيرا كه أكثر تصانيف أهل سنت مقبول شيعه نيست و أكثر تصانيف شيعه مقبول اهل سنت نيست خصوصا آنچه در مسئلۀ امامت نوشتهاند في الواقع لعنيۀ شيخ على مقبول أهل سنت؟يا نواقض ميرزاى مخدوم شريفى مقبول شيعيان است؟و از جملۀ تصانيف شيعه كتاب تجريد است كه أهل سنت آن را شوم نام كرده متعرض درس و بحث آن نمىشوند پس خواجه نصير الدين عليه الرحمه تصنيف را ندانسته كه در بحث امامت آن كتاب مطاعن خلفاى ثلاث را نوشتهاند و كتاب خود را از قابليت قبول طبايع أهل سنت بيرون بردهاند و در طرز تصنيف كتاب محتاج به نصيحت خدام بودهاند!خلاصۀ كلام آنكه سخنى كه مغزى و جانى دارد و رتبۀ دارد مقبول جميع طبايع است اگر از وجهي مردود طبع باشد از وجه ديگر مقبول طبع است زيرا كه سخن بلند را هركه انصاف داشته باشد قبول دارد بلكه بعضى از اهل انصاف گاه هست شعر هجو خود را كه خوب واقع شده ياد مىگيرند و مىخوانند چنانكه در امالى شيخ أبو جعفر طوسيّ مسطور است كه دعبل بن على خزاعى كه مداح حضرت امام رضا بود بعد از شهادت آن حضرت قصيدۀ در مرثيۀ او و مذمت مأمون و سائر بني العباس گفت و آن را مخفى مىداشت و آخر مأمون بر آن مطلع شد آرزوى شنيدن كرد و دعبل را طلبيد امان داد و بخواندن آن امر كرد چون دعبل باين بيت رسيد:
أرى أميّة معذورين لو قتلوا
و ما أرى لبني العباس من عذر
مأمون انصاف داد و دستار خود را از سر برداشت و بر زمين زد و دعبل را نوازش نمود آنكه نوشتهاند در اين وادى تصنيف كردن بىفائده است و در معرض ردّ سخنان مير مخدوم شريفى درآمدن لازم نبود چه حقيقت حال بر شيعيان واضح و لايح است جواب آنست كه اگر اين سخن شما معقول باشد لازم مىآيد كه مدت هزار سال