79دو در قرار دادند : يكى براى ورود، و ديگرى براى خروج . و براى آن ، آستانه (پلّه) و درگاهى از آهن قرار دادند.
كعبه عريان بود. ابراهيم ، در حالى كه كعبه را به پايان رسانده بود، بيرون آمد و اسماعيل را آن جا نهاد... . همسرش كه زنى خردمند بود، به او گفت: كاش براى اين دو در، دو پرده مىآويختى ؛ پردهاى از اين جا و پردهاى از آن جا!
اسماعيل گفت: باشد. پس براى آن دو در، دو پرده به طول دوازده ذراع درست كردند و بر دو در ، آويختند. از آن خوششان آمد. همسر ابراهيم گفت: چرا براى كعبه پوشش ندوزم كه همۀ آن را بپوشانى؟ اين سنگها ، بد منظرند . اسماعيل به او گفت:
باشد. همسر ابراهيم ، شتابان به اين كار پرداخت و پشم بسيارى نزد قوم خود فرستاد و از آنان خواست كه آن را نخ بريسند».
امام صادق عليه السلام فرمود: «از همان جا اين رسم در ميان زنان رايج شد كه براى نخريسى ، از يكديگر كمك بگيرند .
[ امام عليه السلام در ادامه فرمود :] «آن زن ، شتاب كرد و براى اين كار ، كمك طلبيد. از هر قطعهاى كه فراغت مىيافت ، بر كعبه مىآويخت. موسم حج فرا رسيد و هنوز جاهايى از كعبه بدون پوشش بود. به اسماعيل گفت: براى اين قسمت كه پوشش بِدان نرسيد، چهكنيم؟
پس آن را با چرمى وصلهزده پوشاندند. در موسم حج، عربها ، طبق عادت خود ، به زيارت آمدند ؛ ولى به چيزى نگريستند كه مايۀ اعجابشان بود. گفتند: سزاوار است هديهاى براى آن كه چنين كرده ، داده شود. و قربانى و هديه ، از آن جا رسم شد. هر تيرهاى از عرب ، چيزى با خود مىآورد، برگى و چيزهاى ديگرى ، تا آن كه اشياى زيادى گرد آمد. آن وصله را كندند و پوشش كعبه را كامل نمودند و بر آن، دو در گذاشتند . كعبه آن گاه سقف نداشت. اسماعيل در آن ، ستونهايى از چوب، مثل آنچه مىبينيد ، قرار داد و آن را با شاخ و برگ پوشاند و گِلاندود كرد.