72سپس برخاست و آمد تا به مقابل پشت كعبه رسيد . چهره بر آن نهاد و حمد و ثنا گفت و طلبيد و آمرزش خواست .
سپس به طرف هر يك از گوشههاى كعبه رفت و با تكبير و لا إله إلّااللّٰه و تسبيح و ثناى خدا و دعا و آمرزشخواهى ، رو به روى آن قرار گرفت. آن گاه بيرون آمد و رو به كعبه ، دو ركعت نماز خواند. آن گاه بر گشت و فرمود: «اين قبله است، اين قبله است» . 1
153 . الكافى - به نقل از ابو حمزه - : امام زين العابدين عليه السلام را شب ، در آستانۀ كعبه ديدم كه نماز مىخواند. نماز را آن قدر طول داد كه گاهى تكيه به پاى راست خود داشت و گاهى بر پاى چپ. سپس شنيدم كه با صدايى گويا ، گريان مىگفت: «سَرور من! آيا عذابم مىكنى، در حالى كه عشق تو در دل من است؟ به عزّتت سوگند، اگر چنين كنى، بين من و كسانى جمع مىكنى كه زمانى طولانى ، من به خاطر تو با آنان دشمنى كردهام!» . 2
154 . الكافى - به نقل از يونس بن يعقوب - : امام صادق عليه السلام را ديدم كه داخل كعبه شد و خواست بين دو ستون برود ؛ ولى نتوانست . پس پايينتر از آن ، نماز خواند و رفت تا آن كه از مسجد بيرون شد. 3
155 . الكافى - به نقل از معاوية بن عمّار - : عبد صالح (امام كاظم عليه السلام ) را ديدم كه وارد كعبه شد و بر سنگ سرخ ، دو ركعت نماز گزارد. سپس ايستاد و روى به ديوارِ ميان ركن يمانى و غربى كرد. دستش را بر آن نهاد، به آن چسبيد و دعا كرد. سپس به سوى ركن يمانى رفت و به آن چسبيد و دعا كرد. سپس به طرف ركن غربى آمد و سپس خارج شد. 4