71اين ، پاك و والايى.
خدايا ! مرا آماج بلا و هدف انتقامت قرار مده و مرا با خودم مهلت بده و از خطايم در گذر و دستم را نااميدانه به گردنم باز مگردان و پياپى بر من بلا نفرست، كه مىبينى ضعيف و به درگاهت نالانم و از مردم هراسان و به تو همدمم.
امروز به تو پناه مىآورم . پس پناهم ده . و از تو پناه مىخواهم . پس پناهم ده. و در گرفتارى ، از تو يارى مىجويم . پس يارىام كن . و از تو نصرت مىخواهم . پس نصرتم ده . و بر تو تكيه مىكنم . پس كفايتم كن . و از تو ايمنى مىجويم . پس ايمنم ساز. و از تو هدايت مىجويم . پس رهنمايىام كن. و از تو رحمت مىخواهم . پس رحمتم كن. و از آنچه مىدانى ، از تو آمرزش مىطلبم . پس مرا بيامرز . و از فضل گستردهات روزى مىطلبم . پس روزىام ده. و هيچ نيرو و توانى ، جز از خداى والاى بزرگ نيست». 1
151 . صحيح البخارى - به نقل از عبد اللّٰه بن عمر - : پيامبر خدا ، اسامة بن زيد، بلال و عثمان بن طلحۀ حَجَبى وارد كعبه شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله در را بست و مدّتى در كعبه ماند. وقتى بلال بيرون آمد، پرسيدم : پيامبر چه كرد؟
گفت: يك ستون را سمت راست خود و ستونى را سمت چپ خود و سه ستون را پشت سر خود قرار داد - كعبه آن روز شش ستون داشت - و سپس نماز خواند. 2
152 . سنن النسائى - به نقل از عطا - : اسامة بن زيد همراه پيامبر خدا وارد كعبه شد. پيامبر صلى الله عليه و آله به بلال دستور داد كه در را ببندد. خانۀ كعبه آن روز، بر شش ستون استوار بود. پيامبر صلى الله عليه و آله رفت تا ميان دو ستونى كه نزديك درِ كعبه است ، نشست. خدا را حمد و ثنا گفت و از او طلبيد و آمرزش خواست.