294
دُونِ اللّٰهِ كَفَرْنٰا بِكُمْ وَ بَدٰا بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰى تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ إِلاّٰ قَوْلَ إِبْرٰاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ مٰا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنٰا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنٰا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنٰا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ ؛ 1قطعاً براى شما در [ پيروى از ] ابراهيم و كسانى كه با اويند ، سرمشقى نيكوست: آن گاه كه به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه به جاى خدا مىپرستيد ، بيزاريم. به شما كفر مىورزيم و ميان ما و شما ، دشمنى و كينۀ هميشگى پديدار شده ، تا وقتى كه فقط به خدا ايمانآوريد» . جز [ در] سخن ابراهيم [ كه ] به [ نا ] پدر [ ى ] خود [ گفت: ] «حتماً براى تو آمرزش خواهم خواست، با آن كه در برابر خدا ، اختيار چيزى را براى تو ندارم . اى پروردگار ما! بر تو اعتماد كرديم و به سوى تو بازگشتيم ، وفرجام به سوى توست) .
حديث
761 . تفسير العيّاشى - به نقل از حَريز ، از امام صادق عليه السلام - : پيامبر خدا ، ابو بكر را همراه [ آيات] برائت ، به موسم [ حج] فرستاد تا آن را بر مردم بخواند. جبرئيل عليه السلام نازل شد و گفت: از سوى تو، جز على ، آن را نرساند. پيامبر خدا على عليه السلام را فراخواند و به او دستور داد تا بر شتر عَضباء سوار شود و به او دستور داد كه خود را به ابو بكر رسانده، برائت را از او بگيرد و در مكّه بر مردم بخواند. ابو بكر گفت: آيا [ پيامبر صلى الله عليه و آله بر من] خشم گرفته است؟ ( / آيا از روى خشم است؟).
فرمود : «نه، جز اين كه بر او نازل شده: "جز مردى از تو ، آن را نمىرساند"» .
چون [ على عليه السلام ] به مكّه آمد (بعد از ظهر روز قربان، روز حجّ اكبر بود) ، ايستاد .
سپس گفت: «من ، فرستادۀ پيامبر خدا به سوى شمايم» .
پس آيات برائت را بر آنان ، خواند: «B(بَرٰاءَةٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ؛ [ اين آيات] بيزارىاى است از سوى خدا و پيامبرش نسبت به مشركانى كه با آنان ، پيمان بستيد. پس چهار ماه در زمين بگرديد)، بيست روز از ذى حجّه، محرّم، صفر، ربيع اوّل و ده روز از ربيع ثانى. و گفت: نه زن و