295مرد عريان ، حقّ طواف كعبه را دارند ، نه مشرك، مگر كسى كه با پيامبر خدا ، پيمانى دارد . پس مدّت آن پيمان، تا اين چهار ماه است» .
و در خبر محمّد بن مسلم ، آمده است: [ ابو بكر] گفت: اى على! آيا از وقتى كه از پيامبر جدا شدم، چيزى در بارۀ من ، نازل شده است؟
فرمود: «نه، ولى خدا نخواسته است كه پيام از سوى محمّد را ، جز مردى از خود او برساند» .
پس به موسم رسيد و در عرفه، مشعر، روز قربان كنار جَمَرات و در همۀ ايّام تشريق، از سوى خدا و پيامبرش، پيام را رساند و ندا مىداد: «B(بَرٰاءَةٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ؛ بيزارىاى است از سوى خدا و پيامبرش ...) و عريان، حق ندارد كعبه را طواف كند» . 1
762 . مسند ابن حنبل - به نقل از زيد بن يثيع ، در بارۀ ابو بكر - : پيامبر صلى الله عليه و آله او را با [ آيههاى] برائت به سوى مردم مكّه فرستاد: اين كه هيچ مشركى پس از اين سال به حج نيايد ؛ برهنهاى به دور كعبه نچرخد ؛ جز انسان مسلمان به بهشت وارد نمىشود ؛ هر كسى با پيامبر خدا پيمانى دارد ، فقط تا پايان مدّتش مهلت دارد ؛ و خداوند و پيامبرش از مشركان بيزارند .
سه روز پس از حركت ابو بكر ، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : «به او برس و ابو بكر را به سوى من ، بازگردان و خود ، آيهها را ابلاغ كن» .
پس على عليه السلام همان كرد و چون ابو بكر بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد ، گريست و گفت : اى پيامبر خدا ! در بارۀ من ، چيزى رُخ داده است ؟
فرمود : «جز نيكى در بارۀ تو رخ نداده است ؛ ولى فرمان يافتم كه آن را جز من يا مردى از خاندانم ، ابلاغ نكند» . 2