281آن گاه سپس پرسيد: «وقتى كنار مقام ابراهيم عليه السلام ايستادى، آيا نيّت كردى كه بر هر طاعتى ، استوار بمانى و از هر نافرمانىاى سر بپيچى؟» .
گفت : نه .
پرسيد : «پس وقتى كه آن جا دو ركعت نماز خواندى ، نيّت كردى كه ابراهيمگونه ، نماز بگزارى و با نمازت ، بينىِ شيطان را به خاك بمالى؟» .
گفت : نه .
فرمود : «پس نه با حجر الأسود ، دست دادهاى ، و نه در كنار مقام ابراهيم عليه السلام ايستادهاى ، و نه در آن جا دو ركعت نماز خواندهاى!» .
آن گاه پرسيد : آيا بر سرِ چاه زمزم رفتى و از آب آن نوشيدى؟» .
گفت : آرى .
پرسيد : «آيا نيّت كردى كه بر طاعت خدا ، اشراف يافتهاى و چشم از گناه پوشيدهاى؟» .
گفت : نه .
فرمود : «پس نه بر سرِ زمزم رفتهاى ، و نه از آبش نوشيدهاى!» .
سپس پرسيد : «آيا ميان صفا و مروه ، سعى كردى و بين آن دو ، گام برداشتى؟» .
گفت : آرى .
پرسيد : «آيا نيّت كردى كه ميان بيم و اميد هستى؟» .
گفت : نه .
فرمود : «پس نه سعى كردهاى ، نه راه رفتهاى ، و نه ميان صفا و مروه ، رفت و آمد كردهاى!» .
سپس پرسيد : «آيا به سوى مِنا رفتى؟» .
گفت : آرى .