280پرسيد : «چون داخل حرم شدى ، نيّت كردى كه هر غيبتى را از هر مسلمانى ، بر خود حرام كنى؟» .
گفت: نه.
پرسيد: «وقتى به مكّه رسيدى ، آيا در قلبت نيّت كردى كه خدا» . را قصد كردهاى؟» .
گفت: نه .
فرمود : «پس نه داخل حرم شدهاى ، نه كعبه را ديدهاى ، و نه نماز خواندهاى!» .
سپس فرمود : «آيا كعبه را طواف كردى و رُكنها را لمس نمودى و سعى [ بين صفا و مروه] كردى؟» .
گفت : آرى .
پرسيد : «هنگامى كه سعى مىكردى ، نيّت كردى كه به سوى خدا مىگريزى؟ و آيا خداى دانا به غيب ، اين را از تو شناخت؟» .
گفت : نه .
فرمود : «پس نه طواف كعبه كردهاى ، نه رُكنها را لمس كردهاى ، و نه سعى نمودهاى !» .
سپس پرسيد : «آيا بر حجر الأسود ، دست نهادى؟ كنار مقام ابراهيم عليه السلام ايستادى؟ و دو ركعت ، نماز خواندى؟» . گفت : آرى .
اين جا بود كه امام عليه السلام صيحهاى كشيد كه نزديك بود از دنيابرود . سپس فرمود: «آه! آه!» .
آن گاه ، فرمود : «هر كس كه بر حجر الأسود دست نهد ، با خداى متعال ، دست داده است . پس اى بيچاره! خوب بنگر ، تا پاداش آنچه را كه حرمتش بزرگ است ، تباه نسازى و اين دست دادن [ و بيعت] را چون گناهكاران ، با مخالفت و ارتكاب حرام، نشكنى» .