93است. برخى از اين احتجاجها مربوط به پيامبران پيشين است كه با مردمان عصر خود انجام دادهاند و برخى ديگر مربوط به پيامبر اسلام(ص) با مشركان مكه و اهل كتاب يثرب و حومه آن مىباشد. 1
الف. رفتار مسالمتآميز پيامبر(ص) با كفار قريش
سرزمين مكه، پايگاه شرك و مشركان بود. اهل كتاب به دليل كمى افراد، در اين شهر جايگاه نداشتند. اسلام در اين پايگاه مقدس ظهور كرد. بنابراين، نخستين تماس و دعوت پيامبر(ص) متوجه مشركين مكه است.
اين دعوت كه به روش مسالمتآميز و گفتوگو صورت گرفت بر محور «توحيد» و «معاد» بود. پيامبر(ص) با دلايل منطقى و با تلاوت آيات قرآن، روح و جان مشركين را مخاطب قرار مىداد و از آنان مىخواست كه تعقل و تفكر كنند و خود را از زنجيرهاى اوهام و عقايد جاهلى نجات دهند. در مقابل مشركين زبان به انكار و سخنان ناشايست گشودند و انواع آزارها و اذيتها را نسبت به پيامبر(ص) و پيروان اندك او اعمال كردند.
به تدريج اسلام در قلبها جاى گرفت و گروندگان به اين آيين توحيدى رو به فزونى گذاشت. تلاش سران كفار براى جلوگيرى از ايمان آوردن مردم به جايى نرسيد و رويه ملايم و منطقى پيامبر نيز آنان را بيش از پيش خشمگينتر ساخت و بر بدرفتارى و آزار آنان افزود. هر قبيله به آزار افراد مسلمان خويش پرداختند و آنان را به حبس كردن، زدن، گرسنگى، تشنگى و غيره شكنجه مىدادند. از جمله اعمال كفار قريش، قتل پدر و مادر «عمّار» بود. «سميّه» مادر عمار، نخستين كسى است كه در راه اسلام و به وسيله نيزه ابوجهل به شهادت رسيد. پدرش ياسر نيز در مكه به شهادت رسيد. «اميّةبن خلف» از سران كفار، بلال حبشى را در گرماى شديد نيمروز به پشت مىخواباند و دستور مىداد تا سنگى بزرگ بر سينه وى نهند، و سپس به وى مىگفت:
بايد به همين صورت بمانى تا بميرى يا به محمد كافر شوى و «لات» و «عُزّى» را