508اربعه حشراتى را، كه از وهابيان در ساحه معلّا در چادر [ها] نشسته بودند، احاطه كرده محاصره نمود ولى سعود خود را به تقريبى خلاص كرده و فرار نمود و وهابيان محصوره به شرط ترك اسلحه امان طلبيدند. لاجرم اسلحه آنها گرفته شده و رهايى جستند. چون مكّه مكرمه از ايادى اعادى 1 مسترد آمد، پس از مدّت كمى حصار طايف را نيز تصرّف كرده و فرقه باغيه عثمان مضايقى هم مجبور به فرار شدند. حصار طايف نه به سطوت 2 عسكريه شريف غالب، بل به واسطه انقياد و مطاوعت 3 اعراب بنى ثقيف مسترد گرديد؛ زيرا وهابيانى كه در مكّه مكرمه مظهر عفو و امان شده بودند به اماكن خود نرفته و به رأى و تصويب سعود طرق و معابر را قطع مىنمودند.
بناءً عليه، شريف غالب به قبايل بنىثقيف كه در جوار طايف بودند، شخصى را فرستاده و آنان را سفارش كرد كه به طايف هجوم كرده و آن طايفه را از حصار بيرون كنند و اموال اشياء آنان را در ميان قبايل تاراج و قسمت نمايند.
بدويان [بنى] ثقيف كه از مدّت زيادى اين قسم تاراج را آرزو مىكردند، با بسيارى از قبايل اعراب اتفاق كرده قريتين «سلامه» و «مثنى» را كه در قرب طايف است، محاصره و غارت كرده، طوايف مضايقى را كه به آنها هجوم و دفاع مىكردند برگردانيده، حصار طايف را ضبط و به شريف غالب خبر فرستادند.
عثمان مضايقى از مغلوبيتى كه در طايف دچار شد به كوههاى يمن فرار كرد ولى در آن جا بعضى حشرات فراهم آورده از طرف «حسينيه» و «عبد الوهاب» ابولفظ نيز كه از امراى طايفه سعود بود از طرف «سعيديه» و «سايره»، بلدةاللَّه را محاصره نموده و مدّت سه ماه تمام مكةاللَّه را محصور ساخت اگر چه در اثناى محاصره، شريف غالب مكرّراً به ميدان رزم آمده و با وهابيان محاربت 4 كرد ولى در هر دفعه مغلوب شده مراجعت نمود، اهالى را هم قدرت تحمّل بلاى محاصره نمانده، از فقدان ذخيره به درجه به ستوه آمده بودند كه چيزى نمانده بود همديگر را بخورند!