498نخست را برگزينيم، بايد ايمان به او را نيز منحصر به دوران حيات پيامبر كنيم. اكنون كه اين شق باطل شد، طبيعى است شق دوم حكمفرماست و آن اينكه بايد او را در حال حيات و ممات، تكريم و تعظيم كرد و بزرگداشت ميلاد نوعى تكريم و تعظيم اوست و چنين چيزى كه اساس آن در قرآن وارد شده، نمىتواند بدعت باشد.
قرآن كريم در سوره ديگر مىفرمايد: ( وَ رَفَعْنٰا لَكَ ذِكْرَكَ )؛ 1 «تو را بزرگآوازه كرديم».
به يقين بزرگآوازه شدنِ پيامبر، از طريق اسباب طبيعى صورت مىپذيرد و تمام احتفالها و بزرگداشتها نوعى تجسم بخش اين آيه است.
تبرّك به آثار پيامبران
تبرّك به آثار پيامبران، به خصوص پيامبر اسلام(ص) از اصول مسلّمى است كه قرآن و روايات و سيره مسلمانان بر آن تأكيد دارد. فعلًا درباره روايات و سيره مؤمنان سخن نمىگوييم، همينقدر يادآور مىشويم كه از طرف عالمان سنى و شيعه درباره تبرّك كتابهاى سودمندى نوشته شده است؛ مثلًا محمدطاهر مكى كتابى را درباره تبرّك در سال 1395 منتشر كرد و دوست عزيزمان مرحوم آيتاللَّه احمدى ميانجى كتاب گستردهترى درباره تبرّك الصحابه نوشت و به يادگار نهاد.
ما فعلًا نگاهى به كتاب خدا مىافكنيم و از او راهنمايى مىخواهيم كه در دو مورد از تبرّك به آثار پيامبران و صالحان سخن مىگويد:
1. تبرّك به پيراهن يوسف
پس از مدت زمانى، كه فراق يوسف بر ديدگان يعقوب اثر نهاد؛ يوسف پيراهن خود را فرستاد تا پدر به چشمش افكند و بدينوسيله بينايى خود را بازيابد. قرآن دنباله جريان را چنين نقل مىكند: ( فَلَمّٰا أَنْ جٰاءَ الْبَشِيرُ أَلْقٰاهُ عَلىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً ...). 2