468او احساس كرده، خود را به پاهاى او انداختند و تقاضاى عفو و امان كردند.
سعود در پاسخ آنها گفت: از اين نوشتار استفاده مىشود كه شما درصدد پذيرش آيين حق و اطاعت و انقياد در برابر من نيستيد، بلكه بر اثر محاصره، به قحطى و گرانى و بىآبى افتاده، براى رفع حصر و دفع تشويش، از درِ سازش و ملاطفت برآمدهايد.
شرايطى را براى شما اعلام مىكنم، اگر طالب عفو و امان باشيد، چارهاى جز پذيرش اين شرطها نداريد.
پس از پذيرش اين شرطها، اگر كوچكترين حركتى بر خلاف افكار من از شما سر بزند، همانند اهل طائف همه شما را نابود مىكنم.
سعود با قرائت مكرّر در مكرّر گفتار بالا، نمايندگان مدينه را به پذيرش شرايط تحميلى خود مجبور ساخت.
شرايط تحميلى سعود به نمايندگان مدينه را در كتاب «تاريخ وهابيان» آوردهايم. 1
نمايندگان مردم مدينه پيشنهادهاى خانمانسوز سعود را پذيرا شده، با دريافت امان و عفو عمومى، به مدينه برگشتند.
اهالى مدينه ناگزير مفاد آن را پذيرفتند و طبق ماده هفتم قرارداد، قلعه مدينه را به بداى بن بدوى تسليم كردند و تعداد 70 نفر از سوى ايشان وارد حصار مدينه شده، نگهبانى قلعه را به دست گرفتند و به اجراى ديگر موادّ مندرج در آن معاهده پرداختند. يكى از موادّ معاهده تخريب گنبد و بارگاه بر فراز قبور اهل بيت(عليهم السلام) بود. اهالى مدينه اگرچه به ظاهر همه موارد عهد نامه را پذيرفتند و در اجراى مواد آن شتاب و صميميّت نشان دادند، ليكن هرگز از ظلم و تعدّى رهايى نيافتند.
اگر كوچكترين حركتى بر خلاف افكار من از شما سر بزند، همانند اهل طائف همه شما را نابود مىكنم.
پذيرش آيين وهابيت اگرچه به صورت جدّى و از اعماق دل نبود، ولى همين