464 در سايه حصار مستحكمى كه به فرمان «سلطان سليمان» 1 به اطراف مدينه منوّره كشيده شد، ساكنان آن شهر مقدس به مدت 274 سال از يورش اشقياى اعراب بدوى در آسايش و آرامش زندگى كردند، تا در سال 1222 ه. گرفتار هجوم ويرانگر وهابيان شدند.
ددمنشان وهابى به سركردگى «سعود» 2 در صدد تسخير شهر پيامبر برآمدند. باديه نشينان اطراف مكّه را به اطاعت خود درآورده، به سوى مدينه منوّره عزيمت كردند. باديه نشينان اين سامان را نيز به تحت فرماندهى خود درآوردند، آنگاه سپاهى عظيم فراهم ساخته، به سوى هجرتسراى رسولگرامى(ص) گسيل كردند.
دو تن از شريران به نامهاى: «بداى بن بدوى» و «نادى بن بدوى» را به سركردگى آنان منصوب نمودند.
فرماندهان اين گروه، بدوىهاى ساكن در اطراف مدينه را با تهديد و ارعاب به پذيرش آيين ساختگى وهابيت وادار كرده، آنان را تحت اطاعت و انقياد درآوردند و مراتب را به «سعود بن عبدالعزيز» گزارش دادند.
سعود نامهاى به عنوان دعوت به آيين وهابيت، خطاب به اهالى مدينه ارسال و مطالبه پاسخ كرد.
وى اين نامه را توسط فرد گمراهى به نام «صالح بن صالح» به مدينه منوّره فرستاد. بداى و نادى، دو پسران بدوى، اگرچه توانستند اعراب ناحيه مدينه را به اطاعت سعود وادارند، ليكن براى رسيدن به اين مقصود، روستاهايى كه به آتش كشيدند، اموالى كه به غارت بردند و خونهايى كه به جرم «ترديد در پذيرش آيين وهابيت» ريختند، بيرون از حدّ احصاء و شمار است.
برگردانِ نامه سعود بن عبدالعزيز، خطاب به اهالى مدينه، به فارسى:
به نام خداوند، صاحب روز رستاخيز.
درود بر پيروان راه هدايت، از اعيان، اشراف، علما، تجّار و ديگر طبقات.