452مىكردند و هر اندازه عثمانىها تلاش كردند تا در سفر حج مانع از زيارت شهرهاى نجف و كربلا از طرف حجاج ايرانى شوند، ليكن موفقيتى در اين باره كسب نكردند.
در حكمى به تاريخ 976، خطاب به بيگلربيگى شام چنين آمده است:
بعضى از افراد طايفه عجم با وجود آنكه از راه شام به حج رفته بودند، در بازگشت به قافله مدينه ملحق شده و به مدينه رفتهاند. از آنجا نيز با گرفتن راهنما از راهى ممنوع - كه بايد همان راه جبل باشد - به بغداد عزيمت نمودهاند. در اين خصوص دقت فراوان مبذول گشته، به كسى از طايفه عجم اجازه سفر از راه مذكور داده نشده، در مورد استفاده و يا عدم استفاده طايفه عجم از راه مزبور تحقيق به عمل آيد.»
DM .7 /2 ,s .089 /7172 ,)11 /R /079( asli 81
مادر شاه اسماعيل دوم در سال 984 به سفر حج رفته و به احتمال زياد قبل از رفتن به حج، كربلا و نجف را نيز زيارت كرده است.
وظيفه اصلى درباريانى كه به شهرهاى كربلا و نجف مىآمدند، پخش صدقات بود، كه بدينوسيله ايشان نفوذ و قدرت خود در منطقه را نشان مىدادند. اين همان كارى بود كه حاكمان كشورهاى سنى در حرمين انجام مىدادند.
2) MD 6 ,s .313 /566 )279(asli danisgahta
بغداد به احتمال زياد به عنوان منطقهاى حساس تلقى مىشد. از اينرو، دولت عثمانى كنترل حجاج ايرانى را كه به اين شهر مىآمدند، در صدر مهمات خود قرار مىداد. اين موضوع را در حكمى كه در اختيار داريم، مشاهده مىكنيم:
حكم به بيگلربيگى بغداد
دو نفر از نمايندگان شاه كه از «يوكارى جانب» آمدهاند، هدف رفتن در هر راهى را كه داشته باشند، بدان سمت فرستاده شوند. به زوارى كه قصد زيارت مشهد ائمه را