445قافلهها صادر شد؛ كارى كه براساس امتثال دستور خداوند و ملاحظه حال رعيت بود. امسال حاكم بصره نمايندهاى نزد ما فرستاد و از ما خواست تا به كاروانها اجازه حركت دهيم. او متعهد شد تا حجاج را به سلامت تا مكه برساند. از آنجا كه مأموران بزرگوار شما هميشه در رعايت حال حجاج و زوار بهويژه زائرانى كه اهل بلاد و شهرهاى ما هستند، مىكوشند و از هيچ كوششى در حفاظت جان و مال آنان دريغ (نمىكنند) و اجازه نمىدهند كه از سوى احدى به آنان آزار و ستمى برود. ما هم دستور داديم كه از هر نفر پنج سكه طلا گرفته شده و بر سبيل نذر و هديه به شما پرداخته شود تا رشتههاى محبّت استوار شده و تسكين بر رنج و مشقت باشد كه در اين خدمت خود متحمّل مىشويد.
طريق اخلاص و دوستى كه پيوسته آن دستگاه شريف با اين دولت عليّه صفوى دارد، اقتضا مىكند تا در اكرام به قافلهها، كه از طريق بصره مىآيند كوتاهى نكرده، دست اهل مكه را از تجاوز به آنان بازدارند؛ چون آنان ميهمان خدا و شمايند و كرامت در حق ميهمان، از سنن اسلاف بزرگوار شماست و اجازه ندهيد كسى آنان را مجبور كند تا از راه ديگر برگردند كه در سالهاى پيش، از اين بابت ضررهاى زيادى پيش آمده است.
اگر بر شروط خود باقى مانده و چيزى از آن را تغيير ندادند و قافلهها را همانگونه كه ملتزم شدند حركت داده و از شرّ اعراب حفظ كرده، در وقت مناسب آنان را به مكه رساندند، از همان راهى كه بردهاند، بازگردند، طبيعى است كه در اين صورت راه حج در تمام بلاد و براى همه كاروانها، از هر نقطه باز است و هر سال بيشتر و بيشتر خواهد شد. اما اگر به شروط خود پاىبند نباشند، در اينصورت ما به لحاظ شرعى، به احدى اجازه حركت در اين مسير را ندهيم و آن نواحى را از اين همه فوايد محروم گردانيم. گناه آن هم بر عهده كسانى است كه شروط را عوض كردند و آنان پاداش عمل خود را مىبينند.» 1