414در اين ميان حجاجى بودند كه به دفعات به حج رفته و آگاهى بيشترى از اوضاع و احوال داشتند. كسانى از اينان حج نيابتى براى ديگران انجام مىداند كه به آنان حجه فروش مىگفتند. 1
حجاج و بيمارىها
از دشوارىهايى كه كما بيش در مسير و در حجاز وجود داشت، بيمارىهاى واگيردار به ويژه وبا بود.
اصولًا آب و هواى خشك و سوزان حجاز چندان زمينه مناسبى براى رشد اين قبيل بيمارىها نبود، اما به هر روى، به دليل آنكه زائر از هر سوى به اين نقطه سرازير مىشد، لازم بود تا چارهاى براى اين كار انديشيده شود. تنها مسيرى كه به خوبى مىتوانست كنترل شود، مسيرهاى دريايى بود كه در چند نقطه، با ايجاد قرنطينه و نگاهدارى حجاج براى ده تا دوازده روز، آنان را از نظر سلامتى مراقبت مىكردند. گزارش اين قرنطينهها در برخى از سفرنامهها آمده كه پيش از اين به آنها اشاره كرديم. به علاوه زمانى كه مسافران به جده وارد مىشدند، به دليل حساسيت موضوع، از سوى پزشك معاينه مىشدند: «اول دكتر حافظ الصّحه آمد، وارسى از حال كشتى كرده، واذن خروج داد». 2
در مسيرهاى زمينى كمتر از قرنطينه ياد شده، گرچه مواردى وجود داشته است. اعتمادالسلطنه در سال 1263 در مسير دمشق به حجاز، از شهر مزيرب ياد كرده و با اشاره به هواى آلوده آن مىنويسد: «اكثر از حاج عجم، در آن كه توقف داشتند ناخوش شدند و اكثرى از آن ناخوشىها تلف مىشدند، من جمله از مشاهير، زن «سليمان خان قاجار، دختر حاجى رضا قلى خان قاجار، كه بسيار وجيهه و مقبول بود، در منزل تبوك [كه] چهارده منزلى مدينه است فوت شد، و نعش او را صد و بيست تومان دادند به حملهدار، كه قرار نيست در مذهب اهل سنت نعش را حركت بدهند، و در خُفْيه به مدينه بردند و در بقيع