415دفن كردند، و همچنان كنيز تركى از مهد عليا - والده اقدس همايونى - ناصرالدين شاه و رفيع خان نايب فراشباشى، از اين گونه بسيار تلف شدند». 1
كاروان حجاج در بازگشت از مسير شام به عراق، در حاشيه رود فرات در منطقهاى با نام «اورفه» براى قرنطينه نگاهدارى مىشدند. اعتمادالسلطنه در سال 1263 گزارش كرده است كه «هركس از سمت حجاز و شام بيايد، دوازده روز در قرانتين نگهدارند، خواه محترم باشد خواه غير محترم، ناظرى هم براى اين كار معين است كه بعد از مرخصى از قرانتين، نفرى بيست و دو قروش و نيم از مردم مىگيرد، كه به عبارت اخرى، چهار هزار و چهارصد دينار ايران باشد». 2
مرگ و مير در ايام حج امرى عادى بوده واگر سالى، تعداد كمى تلف مىشدند، اسباب خوشحالى مردم مىشد. در كنار آن، حملهداران و عكام و جمّالها كه از اين قبيل مرگ و ميرها فراوان داشتند، رفتار آنان با مردگان، از چشم ديگر زائران، بسيار نفرتانگيز تلقى مىشده است.
ميرزا داود مىنويسد: در اين راه چند چيز خيلى ارزان است، اول پول، بعد شتر كه خيلى زود مىرود و فورى عسكر و پيادهها كارد را كشيده او را تشريح مىكنند، و همين كه شتر خوابيد ديگر خواهى نخواهى نحرش مىكنند، ليره هم به قدر يك تومان كار نمىكند. ديگرى جانِ آدم است كه اگر بيچارهاى، چه از حاج و چه از جمّال و غيره تبى كرد، يا چند دست اسهال كرد، همين قدر كه فىالجمله سستى كرد و نتوانست خود را روى شتر نگاه دارد، يا پياده نرود، او را بر شتر مىبندند، خود حركت شتر و عدم توجه و آفتاب، بيچاره را از حال مىبرد، عكامباشى مىرسد و مىگويد خلاص خلاص؛ يعنى مرد، معلوم نيست كه مرده يا زنده است، نيزهها را مىكشند و حفيرهاى به عمق دو وجب، در وسط راه كنده او را با همان لباس، بدون غسل و كفن، مشتى خاك بر رويش مىريزند، واقعاً سلامت و زنده برگشتن حاجى خيلى مشكل است، خداوند بايد محافظت كند. 3