407وى مىنويسد كه «امسال شمار زيادى از حجاج از جمله معاريف ايران هستند» 1 و سپس برخى از آنان را معرفى مىكند كه به ديدن وى آمده و «چاى و قهوه و قليان صرف كرده برخى ناهار را هم ماندند. 2
در جمع كاروانها، افراد عالم و روحانى، نقشى خاص در پاسخگويى به پرسشهاى مردم از يك سو و گذراندن اوقات آنان داشتهاند. در سفر امينالدوله، عالمى با نام حاج شيخ جعفر ترشيزى و فردى ديگر با نام ملّاباشى بوده كه امين الدوله اوقاتش را با آنان سپرى مىكرده است. يكجا مىنويسد: «شبها به صحبت حاج شيخ و تحقيقات و قصههاى او ساخته وقت مىگذرانيم». 3 و در جاى ديگر «حاج شيخ ترشيزى هم مشغول تحقيقات و بيان مهملات است». 4 با اين وصف، امين الدوله، معمولًا وقت رفتن به حرم شيخ را همراه مىبرد: «حاج شيخ ترشيزى را آواز دادم و متّفقاً به حرم رفتيم». 5 زمان فرارسيدن عاشورا هم ترشيزى مىخواسته براى امين الدوله روضه بخواند كه او اكراه داشته، به شوخى مىگفته: مراد از روضه ذكر مصائب و رقت و بُكاء است؛ مىترسم منبر حاج شيخ براى من مضحك واقع شود و ثواب تعزيهدارى به گناه مبدّل گردد. 6
گذشت كه جداى از حجاجى كه با هزينه خود مىآمدند، شمارى درويش مسلك و حجه فروش نيز به حج مىآمدند كه حجگزارى براى آنان شغل به حساب آمده و مىكوشيدند تا ديگران را بدوشند و اندوختهاى جمع آورى كنند.
برخى هم در آنجا به دورهگردى و مداحى و نوحه خوانى پرداخته پولى جمع مىكردند. امين الدوله كه شب عرفه را در منا گذرانده از آرامش آنجا خبر داده، مىافزايد: «جز اين كه درويشهاى ترك وخراسانى و كاشانى و همدانى و غيره به مدح گويى و نوحه خوانى با آواز كريه و الفاظ ركيك پرسه مىزنند و آفت راحتند.» 7 و در وقت «باز چاووشها و درويشها پرسه مىزنند و آهنگشان گوش و دل را مىخراشد». 8