399عدم لزوم تقيه تأكيد كرده و به خصوص در باره مراسم روضه خوانى اشاره دارد كه در سالى كه وى حاضر بوده، حجاج عجم در نهايت آزادى اين مراسم را - البته در محله نخاوله - برگزار مىكردهاند. 1
جداى از مسائل مذهبى، اصولًا رفتار عجمها در مكه و مدينه، مشكل خاصى نداشته و تحريك كننده گزارش نشده است. با اين حال، برخى از سفرنامهنويسان در اين باب مطالب شايستهاى يادآورى آوردهاند.
نايب الصدر شيرازى پس از شرحى از دزدىهايى كه از حجاج در گمرك جده شده، و تلاشى كه برخى زائران در گذراندن اموال خود، پنهان از چشم گمركيان داشتهاند، به حجاجى كه به «عزم زيارت بيت اللَّه» مىآيند گوشزد مىكند كه «سزاوار نيست مال التجاره» همراه آورند و «حواس را صرف معاملات كنند». اما «برفرض كه آوردند» تلاش كنند تا كارى «به قاعده» انجام داده موجب «بدنامى حجاج ايرانى» نشوند. 2
در جريان تقيّه، ايرانىها نوعاً خود را بر مذهب شافعى معرفى مىكردند، گرچه در مواقع خاصى كه احكام شيعه مطابق برخى از مذاهب مانند مالكىها بود، مانند دست رها كردن در نماز و يا مسح پا، تمسك به مذهب مالكى مىنمودند. ميرزا داود در سال 1322 در كشتى، به دو نفر از ملاهاى حنفى بخارا، خود را بر مذهب شافعى معرفى مىكند. 3
بايد توجه داشت كه سنىها به ويژه خواجههاى حرم، از مذهب ايرانيان آگاه بوده و تقيه چندان سودى براى آنان نداشت. براى نمونه در وقت نماز جمعه، ايرانىها را از حرم مدينه بيرون مىكردند.
ميرزا داود در اين باره مىنويسد: «روز جمعه را هم رفتم تماشاى نماز جمعه را كردم، در مدينه. گويا حقير را سنى گمان مىكردند، كه در وقت صلواتشان ابداً متعرض حقير نمىشدند و احترام مىكردند، ولى باقى مردم عجم را وقت نماز از مسجد بيرون مىكردند، حقير هم در نماز اقتدا مىكردم». 4