397كه بيم آزار همه جا در كار و گذار خواهد بود.» 1 همين نويسنده در جاى ديگرى نيز بر حفظ «قانون تقيه» از سوى حاجِ عجم، تأكيد كرده است. 2
تقيه در منازلِ مسيرِ رفتن و بازگشتن نيز وجود داشت. ميرزا داود كه در مسير حج، گذارش به استانبول و مسجد اياصوفيه افتاده بود، مىنويسد: «رفتم گوشهاى كه نماز خود را بخوانم، حاجى قاسم عرب كه همراه بود، خيلى مىترسيد كه من به طريق اهل شيعه نماز كنم، اعتنا نكرده، نماز خود را خواندم، كسى هم به سر وقت من نرسيد.» 3
در مسيرهاى داخلى حجاز نيز از آنجا كه شتربانان نوعاً سنى بودند، زائرين ايرانى مجبور بودند تا در حضور آنان تقيه كنند، به طورى كه «در خيمه خود، انسان نتواند يك دو ركعت نماز كند.» 4 امين الدوله كه به عنوان يك رجل سياسى سخت مورد احترام بود، در راه، بر خود فرض ديد تا در برابر جمازه سواران و رييس آنها كه شريف محمد - يعنى سيد - بود، براى وضو در پشت «چند درخت كه حايل» بود وضو ساخته، پس از آن، «نمازها را دست بسته و بىقنوت» بجاى آورد. 5 ايضا امين الدوله در وقتى كه زيارت رسول خدا(ص) را خوانده و در ادامه برابر قبر شيخين - ابوبكر وعمر - رسيد، به زيارت نامه خوان گفته كه «بايستد و زيارت بخواند». پس از آن مىافزايد: كسى جز حاج ملا باشى با من موافقت نكرد. سيد محمد - زيارت نامه خوان - هم سرهم بندى كرد و زيارتى از فحش بدتر خواند. 6
در كشتى نيز همين دشوارى بود.
زائرى از سال 1317 گزارش مىدهد كه در بازگشت از جدّه به سوى اسلامبول در كشتى آنها چهارصد نفر بوده كه «نهايت پنجاه - شصت نفر» شيعه بودهاند و به نوشته او در چنين وضعى روشن است كه «بابت آن عداوت و تنافر مذهبى چه مىگذرد». 7
ميرزا داود نيز نوشته است كه در راهِ رفتن به قرن المنازل، با يك عالم حنفى مواجه شده است. وى گفته است كه «من چندى قبل با يك نفر شيعى آشنا شدم، دعايى