392علوى مدينه بودند كه از طرف دولت عثمانى به توليت بقيع گماشته مىشدند. متولى مربوط نيز به نوبه خود كسانىرا درمحل ورودى بقعه مىگماشته است تا از واردين مبلغى بگيرد و اجازه ورود بدهد. شگفت آنكه شيخالحرم، كه ازطرف دولت در مدينه حكومت مىكرد، بر آنان تسلّطى نداشت و مىگفت:
«توليت او - سيد عبدالكريم برزنجى - هم مثل مأموريت من به موجب فرمان سلطانى است و به او اقتدارى ندارم.» 1
محمد ولى ميرزا در سال 1260 مىنويسد: «در بقيع هركس وارد مىشد، هزار دينار مىگرفتند و درِ حياط هم سه قروش كه هر قروشى يك عباسى مىباشد. در گنبد حرم بقيع هم، به جهت زيارت حضرت فاطمه(عليها السلام) پول مىگيرند كه ببوسند قبر مبارك را.» 2
بروجردى در سال 1261 مىنويسد: «و مداخل بقيع متعلّق به سيد محمد نامى است كه ملقّب به جمال الليل و نقيب السادات است و در اوّل ورود از آدمى پنج قروش كه عبارت از يك قرانى و در ساير ايّام سهقروش - چنانچه دانى - مىگيرد.» 3
اعتمادالسلطنه هم در سال 1263 نوشته است: «خدّامِ ائمّه بقيع، هزار دينار از هر نفرى مىگرفتند و اذن زيارت مىدادند». 4
فراهانى در سال 1302 نوشته است كه: «حُجّاج سُنّى كمتر به زيارت بقعه ائمه در بقيع مىآيند و اگر هم بيايند چيزى از آنان نمىگيرند، اما حُجّاج شيعه، هيچ يك را بى دادن وجه نمىگذارند داخل بقعه شوند. تنها پس از دادن اين وجه است كه آنان آزاد هستند بدون تقيه هر زيارتى را كه مىخواهند بخوانند.» 5
نايب الصدر (در سال 1305) اسامى برخى از اين سادات را آورده و با اشاره به درآمد زياد آنان، اشاره به شبنشينىهاى آنان در اين ايام دارد كه حاصل درآمد آنان از بقيع است. 6 وى به آنان اعتراض كرده است كه چرا شب ها در «بقعه جدّتان چراغى روشن نمىنماييد.» آنان گفتهاند كه اگر سالانه يك هزار و پانصد تومان به آنان داده شود، آنان هم چراغ روشن خواهند كرد و هم از عجمها پولى بابت وروديه نخواهند گرفت. 7