378امين الدوله مىگويد: گفتم: مگر انعامى كه همه ساله از جانب دولت و به توسط سفارت ما، مقيم استانبول، داده مىشود، كفايت نمىكند؟ [سيد حسن] گفت: كدام انعام؟ گفتم: همان مبلغى كه مرحوم حاجى ميرزا حسين خان مشيرالدوله بعد از سفر حج خود و تأديبى كه به سيد مصطفى عموى تو كرد، از دولت مستدعى شد و تا پارسال برات آن صادر و وجه آن به توسط خود من به اين مشيرالدوله [حاجى محسن] داده مىشد و كاغذهاى او نزد من مضبوط است. با هزاران سوز و گداز براى تلطيف خاطر خدّام حرمين و وجوب ايصال اين وجه به وقت و به موقع كه گاهى من خود به قرض برات اسلامبول از طهران گرفته و فرستادهام. [سيد حسن] قسم ياد كرد كه بعد از زمان مرحوم حاج ميرزا حسين خان مشيرالدوله، دينارى از اين انعام دولتى نرسيده است. حيرت كردم كه جناب مشيرالدوله با خدا و رسول هم خيانت كرده، اين جزئى پول را كه براى احترام و آسايش حجاج و زوّار ايرانى در حرمين شريفين مقرر است، به مصارف غيرمشروعه خود رسانيده است. 1 وى با اشاره به اقدامات بدعتآميز سفير ايران در استانبول مىنويسد: «هيچ قوم در يثرب و حجاز مثل ايرانى ذليل و اسير نيست و سبب اين كه مأمورين ايران آنها را به ثمن بخس به عثمانىها فروختهاند.» 2
ميرزا داود كه در سال 1322 به مدينه آمده مىنويسد كه امين الحرم يا رئيس المطوفين براى وى هدايايى فرستاده از وى خواسته است كه رضايت نامهاى جهت او براى سفير كبير - ايران در استانبول - بنويسد. وى مىگويد كه آنان از هر زائر ايرانى دو ريال مىگيرند كه البته از روى احترام از وى نگرفتهاند. 3
ايرانيان و شيعيان نخاوله
يكى از حساسيتهاى حجاج ايرانى در سفر حج، برقرارى ارتباط با شيعيان آن نواحى بود. ايرانىها به هر نقطهاى كه مىرسيدند، به دنبال يافتن محلات شيعه نشين