370مقايسه با آغاواتهاى مدينه دارند: «خواجهوات كه آغاواتشان گويند، مواظبت دارند، اخلاقشان خيلى بهتر از خواجه وات مدينه است، بلكه طرف نسبت نيست، به هيچ وجه تفاوتى فيما بين ايرانى و غيره نمىگذارند؛ خيلى نجابت آنان ما را مسرور كرد.» 1 همين نويسنده از تمسخر بچههاى مكه نسبت به زائران شيعه سخن گفته، مىنويسد:
«در بازارها مىرفتيم. حضرات جوانها هر كس را مىفهميدند شيعه است، اداش را در مىآوردند و صدا مىزدند حاجى على حاجى عمر!» 2 در برخى از منابع، اشاره به اقامت برخى از ايرانيان در جده شده است. از جمله آنها سيد مختار نامى بوده كه نايب الصدر با همراهانش پس از بازگشت از حج و سفر به مدينه، در جده به منزل او وارد شدهاند. به نوشته او «سيد مختار از سادات دشتستانى و سالها است كه در حجاز متوقف است و همه اهالى آنجا او را به حُبّ حيدر كرار و دشمن داشتن دشمنان آل رسول مىشناسند ... و در اين دو ماه محرم هر شب روضه خوانى دارد.» 3
برخورد مردم مدينه با عجم
در باره برخورد عامه مردم مدينه، با زائران عجم، گزارشهاى مختلفى در دست است. گذشت كه به دليل منازعات طولانى شيعه و سنى از يك طرف، و جدال و نزاع صفويان و عثمانيان طى دو قرن و تبليغاتى كه از ناحيه عثمانىها و سنيان متعصب بر ضد شيعه در اين شهر صورت مىگرفته، مىبايست اصل را بر بدبينى ساكنان اين شهر نسبت به شيعه و طبعا ايرانيان گذاشت كه شيعه مذهب بودند. اين مسأله نه تنها نسبت به مدينه كه در تعصب مذهبى شهرت داشته بلكه براى ساكنان نواحى آن نيز صادق است.
در باره وكيل كشتىهايى كه در بندر ينبع لنگر انداخته بوده، گفته شده است كه «آدم ستم پيشه است و سنى متعصب و با جنس ايرانى دشمن است». 4 نيز اشاره كرديم كه مدينه به عنوان محل مهاجرت سنيان متعصب، در برخورد با شيعيان سختگيرتر بوده است.