367اين مسأله در باره خواجگان حرم كه ممكن بود سنيان متعصبى باشند، صدق مىكند. امام حرم نيز بسته به مقدار تعصب خود و پيروى از سنتهاى پيشين، نسبت به روافض يعنى شيعهها اظهار برائت كرده در دعاهاى خود آنان را سب و لعن مىكرد.
بروجردى در سال 1261 در باره برخورد با شيعه در اين شهر چنين مىنويسد: و نماز جمعه خاصه حنفى و شافعى و پس از درود به صاحب مقام محمود و مدح صحابه و خلفا و باقى عشره مبشرَّه و حسنين و حمزه و عباس عَمَّيْن نبى(ص) به دعاى سلطان و شريف محمدبن عون مىكوشند. و در نفرين به گفتار: «الّلهم العن الكفرة و الرفضة» مىخروشند و در مكه معظمه فقط چشم از لعن و سبّ روافض نمىپوشند. و ديگر در مكه معظمه دو حمام است.
ديگر از اقوام شريف غالب سابق الذكر شريف سليمان نامى است، جوان كه با وجود بودن پدر متعصب، چندى است از مذهب خارج و از خلّص شيعيان است.» 1 بروجردى در حواشى همانجا، از تشيع شريف محمدبن عون صحبت كرده و از مجلسى ياد مىكند كه در حضور امير حاج عجم ايران برگزار شده و شريف محمد به نوعى تشيّع خود را نشان داده است. 2
حضور يك شاهزاده ايرانى در مكه، سبب مىشد تا از شدت برخورد با ايرانيان كاسته شده با احترام بيشترى با آنان برخورد شود. حسام السلطنه كه به عنوان يك شاهزاده مورد احترام وارد مكه شده بود، نوشته است كه «امسال - يعنى سال 1297 - به ملاحظه رعايتى كه از من مىديدند و سفارشاتى كه از من شنيدند، با حجاج به احترام حركت مىنمودند و اذيت نمىكردند.» 3
فراهانى در سال 1302 نوشته است كه مكه «قريب شصت نفر شيعه دارد كه اغلب همين مطوفين هستند كه با عجم محشور و از سادات حسينى مىباشند و اين شيعهها چندان تقيه عجالة ندارند، واضح و آشكار اظهار تشيع مىنمايند و بعضى از همين