360جداى از جده، در برخى از شهرهاى مسير نيز دست كم در برخى سالها، قونسولهايى بودهاند كه كار حجاج را رسيدگى مىكردهاند.
اعتمادالسلطنه در سال 1263 در باره حلب نوشته است كه هجده قونسول در اين شهر است و از جمله آنان محمد خان، مصلحتگزار ايران هم كه مقيم اسلامبول است، يك تن يهودى حلبى! را، به جهت رسيدگى امور حاج، از جانب خود وكيل كرده» است! 1 كنسولگرى ايران در دمشق نيز همين وظيفه را عهدهدار بوده تا كار تذكره ايرانيان را به انجام برساند.
نايبالصدر كه در سال 1305 به سفر حج مشرف شده، آگاهىهاى مفصلى در باره قونسول ايران در جدّه و ظلم و بيداد دستگاه او به زائران ايرانى به دست داده است. به نوشته او يك مجيدى و نيم شهبندر ايران براى تذكره مىگيرد. 2 وى مىافزايد: قونسول ايران «مرحوم حاجى محمدخان بوده، پس از او پسر او ميرزا حسنخان است، ولى در بيروت مىماند.» بنابراين، «كارگزارى بندر جده و ينبع را ضميمه بيروت نمودهاند و سالى مبلغ هزار و پانصد ليراى عثمانى پيشكش يك شهبندرى جده و ينبع را به جناب سفير معين الملك - سفير ايران در عثمانى - مىدهند.» وى ادامه مىدهد كه البته اين حضور تنها در موسم عبور حاج است و البته همه اين كارها براى آن است كه «مبادا يك نفر حاج از سمت ينبع يا جده و شامات سالم بگذرد!» 3
نايب الصدر همچنين از خرابكارىهاى ديگرى كه توسط قونسول ايران در جده رخ داده، سخن گفته، كارهاى او را «موجب توهين دولت» مىداند. البته مأموران گمرك جده نيز يد طولايى در دزدى از حجاج داشتهاند. 4 به نظر نايب الصدر، مشكل پيشكش فرستادن براى سفير است كه سبب مىشود «هر شهبندرى تبعه دولت را به اقسام مختلفه» بچاپد؛ چرا كه «تا چنين ننمايد، پيشكش را از كجا» بدهد؟ 5 وى در جاى ديگرى هم به دزدىهاى ويس قونسول در جده اشاره كرده و اين اقدامات را