349بيشترى گرفت. در اين ميان، براى شيعيان عجم نيز اميرى از سوى حكام ايرانى انتخاب و فرستاده مىشد. طبعاً وظيفه وى حفظ منافع حجاج ايرانى بود كه در قرون هفتم هجرى تا پيش از روى كار آمدن صفويه در آغاز قرن دهم، به عنوان حجاج «عراق عجم» شناخته مىشدند. 1 اندكى پيش از صفوى، شاعرى در وصف امير حاج و همكارى او با دزدان راه مىگويد:
هست ميرحاج با دزدان يكى
مىربايد زر ز دزدان بىشكى
گويد او با مير دزدان بىخبر
بند كن بر قافله راه و گذر
بسته شد چون ره بر اين مظلوم
چند در ميانه قصه صلح او فگند
گيرد او از هر شتر مقدار زر
مىشود مجموع آن بىعدّ و مر
جمله را در كيسه خود مىنهد
اندكى زانها به دزدان مىدهد 2
ج
در دوره صفوى، ايرانيان همانند ساير مسلمانان به حج مىرفتند، اما به دليل تسلّط دولت عثمانى بر حجاز و رقابت شديد اين دولت با دولت صفوى، امكان هيچ گونه بروز و ظهورى براى حجاج ايرانى نبوده است. طبعاً دولتعثمانى تحمل وجود يك امير الحاج براى حجاج عجم را نداشته و به شكلهاىمختلف در پى بىاعتبار كردن ايران و دولت صفوى بوده است. با اين حال، در دورههايى كه صلح ميان دو دولت بود والبته اين دورهها اندك اندك طولانى نيز شد، كسانى از درباريان نيز به حج مىرفتند و طبعاً وجود اين قبيل اعيان واشراف مىتوانست به نوعى در كار اداره حج ايرانيان مؤثر باشد.
در سال 976 يكى از شخصيتهاى برجسته دولت صفوى با نام «معصوم بيگ» صفوى كه «مدت چهار سال امير ديوان و شانزده سال وكالت» شاه طهماسب را داشت، عازم سفر حج شد.
زمانى كه وارد حجاز گرديد و مُحْرم شد، در روز پنجشنبه ششم ذى حجه در منزلى در نزديكى مكه موسوم به «وادى فاطمه» مورد حمله اعراب بدوى قرار گرفت و كشته