340مشايخ مزبور تسليم نكند، عبور حاج مقدور نيست، جمعيت مىكنند، هرگاه رأيشان تاختِ حاج بشود، پنجاه هزار تومان در آن واحد از حاج مطالبه مىكنند.» 1
اعتماد السلطنه در باره اهميت موقعيت شريف نزد اعراب بدوى مىنويسد: پيش از ورود به مدينه، بايد با خود شريف يا وليعهدش، با هزار نفر شتر سوار عرب وارد مدينه شده، حاج را همراه خود به مكه بياورد و در مراجعت هم تا آنجا بدرقه نمايد، اگر غير از اين باشد اعراب آن ميانه، جمعيّت زياد دارند و حاج را برهنه مىكنند، از توپ و عسكرِ اميرحاج شامى نمىترسند، و ليكن از شريف مثل سگ مىترسند. 2
اين ممكن بود كه برخى از قبايل بر اساس همين قراردادها، وجهى از آن را به خود شريف نيز مىرساندند. روشن بود كه حكومت نمىتوانست به طور كامل در برابر قبايل بايستد و براى تأمين امنيت پرداخت وجهى را به آنان ضرورى مىديد و در اين باره، با آنان قراردادهايى نيز بسته مىشد. 3 اين مبلغ عنوان «حق راه» يا «حفاظت حاج» داشت كه رؤساى قبايل از حملهدارها - و آنان نيز از حاجيان - مىگرفتند. 4 عقيده تركان عثمانى آن بود كه «افندم خرسيسه چاره اولماز؛ چاره دزد را نمىتوان كرد.» 5
از مدينه تا مكه، دو راه وجود داشت؛ يكى راه سلطانى و ديگرى راه فُرْع. برخى راه شرق را راه سوّمى دانستهاند. 6 منازل راه فرع عبارت بود از:
وادى فاطمه، بئر عسفان، قضيمه، رابغ، بئر رضوان، امّ الضباع، ريّان، سمت الأبيض، بئر العذب، و بئر الماشى. اما منازل راه سلطانى، از مكه تا رابغ با راه فرع يكى بوده و پس از آن از بئر مستوره، بئر حصان، بئر عباس و مسجد شجره مىگذشت كه مسجد شجره منتهى اليه هر دو راه در رسيدن به مدينه بود. 7 راه سوم هم آن بود كه از مكه به جده رفته به كشتى بنشينند و از آنجا به ينبع رفته بار ديگر با شتر عازم مدينه شوند. اين راهى است كه مخبرالسلطنه همراه امينالسلطان و ديگر همراهان در سال 1321 آن را طى كردند. 8 طبعا شمار كسانى كه از اين راه مىرفتند، اندك بود. اعتقاد بسيارى بر اين بوده است كه راه سلطانى بهتر از راه شرق