329دارد و مىنويسد كه او «نوشته داد كه مىآيم تا منازل مخوف، خودم، و شما را مىگذارم و بر مىگردم؛ عبدالرحمان - يعنى پسرش - را با شما مىكنم تا مكه معظمه.» 1 با اين حال، باز نزاع شده و گفتگوىهاى زيادى ميان اميرعبداللّه و محمد ولى ميرزا صورت گرفت تا عاقبت اجازه داد كاروان از خاك جبل عبور كرده به خاك حجاز وارد شود. 2 فراهانى در سال 1302نوشته است كه دو سه سال است كه دولت ايران رفتن از طريق جبل را قدغن كرده و امسال فقط پنجاه شصت نفر آن هم با لباس مبدل از اين راه آمدهاند. وى تأكيد مىكند كه امير جبل از اين بابت ناراحت است، زيرا درآمد خوبى را از دست داده و به همين دليل، افزون بر برخورد خوبى كه با حجاج ايرانى كرده، شرحى نيز به قونسول ايران در جده نوشته و «تمناى مرخصى حجاج را از راه جبل كرده و تعهدات چند نموده بود كه من بعد، من جميع الجهات مواظب حال حجاج بوده و هيچ نوع تعدى و بىاحترامى نسبت به آنها نخواهد شد.» 3 گزارش نايب الصدر به نقل از حجاج راه جبل آن است كه در سال 1305 راه باز بوده و امير جبل رفتار بسيار خوبى با حجاج داشته و حتى كسى را تا مكه فرستاده تا به حجاج خدمت كند. اين شخص گلهمند بوده است كه ويس قونسول جده «هر سال مبلغى از ما به عنوان تعارف مىگيرد؛ اگر ندهيم بعضى جعليات به باب عالى و دربار همايونى عرض مىنمايند و قدغن مىشود كه حاج از طرف جبل عبور كند.» ما نيز اين مبلغ را مىدهيم، اما از حملهدار مىگيريم او هم از حجاج. و بدين ترتيب ستم بر حجاج مىرود. 4 به نوشته نايب الصدر درآمد امير جبل از هر حاجى كه از جبل به مكه برود، پانزده تومان و در بازگشت ده تومان است. 5 گفتنى است، همان گونه كه راه شام، پاشاى امير الحاج داشت، و يا محمل مصرى كه رئيس خود را داشت، حجاج راه جبل نيز با سرپرستى امير جبل يا شخصى كه او تعيين كرده بود به حج مىآمدند. ميرزا داود در سال 1322 نوشته است: «حمل امير جبل نيامد و نرسيد، مىگويند به جهت جنگى