310درست است كه سفر حج، سفرى شيرين و پرجاذبه بوده و هست، ليكن با اين حال، به دليل دشوارىهاى فراوانش، پر ماجرا و خاطرهساز بوده و خاطرات تلخ و شيرينش، براى همه نسل ها جالب توجه و خواندنى است. در هر زمان، نسل جديدى كه اراده و عزمِ سفر حج داشت، نيازمند تجربههاى پيشينيان و پيرمردان بود و از اين جهت، نوعى حافظه تاريخى مداوم از اين سفر، در ذهنيّت جامعۀ اسلامى پايدار مانده است.
دشوارىهاى سفر حج، بيشتر در طى مسير سفر بوده است. اين مشكلات، افزون بر مشكلات طبيعى و جغرافيايى، ناشى از آزار و اذيت ساكنان اعرابى مسير بوده است. به علاوه، رويارويى زائران عجم شيعه با حجاج سنّى و ساكنان عرب آن نواحى هم دشوارىهايى را پديد مىآورده است. اين دشوارىها، گاه چنان تصوير سختى از اين سفر به دست مىداد كه بهطور عادى، به ويژه در برخى سال ها ودورهها، انجام آن كارى معقول نمىنمود.
در برابر، شيرينى انجام فريضه حج و حضور در مسجدالحرام و مسجدالنبى و عرفات و مشعر و مِنا و همچنين زيارت قبور امامان(عليهم السلام) چنان بر مذاق حاجيان خوش مىآمد كه بدون ترديد، اگر اين دشوارىها نبود، بسيارى از آنان نه يك بار كه بارها به اين سفر مىرفتند؛ چنان كه برخى با وجود اين مشكلات، چنين مىكردند. اين شيرينى براى يك مسلمان معتقد كاملاً قابل درك است.
روحيه زائران در زمان انجام اعمال، آنگونه كه در خاطراتشان منعكس شده، نشانگر عمق لذّتى است كه يك زائر در آن زمان تجربه مىكرده است. زائر در آن لحظات، به طور معمول، نوعى تجربه عرفانى را در خود مشاهده و احساس مىكرد؛ تجربهاى كه نمودى از آن را مىتوان در مطالبى كه در برخى از سفرنامهها آمده، مشاهده كرد.
زائرى كه راه سفر را در ميان خار مغيلان مىپيمود، با ديدنِ كعبه، آنچنان احساس شادى و لذّت مىكرد كه «خار مغيلان» را «گل نسرين» به حساب مىآورد: