273ايالت، اوضاع آشفته بوده است: گروههاى قزلباش در ارفه ( Urfa) در سال 1574؛ يك لعنت كننده بر سه خليفه نخست در عينتاب در سال 1570؛ و بالاتر از همه، شاه اسماعيل دروغين در منطقه البستن 99 ( Elbistan) به سمت شمال مَرعش كه يك شورش ضدى عثمانى را در سال 1578 رهبرى كرد. 1 همينطور ما مىدانيم كه حزب اردبيل، در خود حلب هم نيرومند بوده است. 2
زمانى كه به ديوان حكومتى مراجعه مىكنيم، بنى زهره را در سال 1630 مىبينيم كه عملا برخورد نزاعگرايانه از موضع خود ندارند، به ويژه در باره شخص احمد افندى زُهْروى.
من جزئيات زيادى را در ارتباط با زهروىها ملاحظه كردم كه بر اساس آنها مىتوان اظهار كرد كه ميان سالهاى 1630 تا 1680 آنها به صورت يك گروه محدود از نخبگان محلى بودند كه اين خود نتيجه فعاليتهاى شديد و گسترده اقتصادى آنها در باب تجارت، پرداخت وام، توليد صابون و داشتن مقامهاى رسمى بود. آنها همچنين پيوندهاى اجتماعى - سياسى استوارى را با ديگر خاندانهاى برجسته از طريق ازدواج فراهم آوردند، خاندانهايى مانند كواكبى كه از عالمان مذهبى و مفتيان بودند. احمد زهروى براى مدتى مسؤوليت موقوفات مكانهاى مقدس منطقه حلب (42 - 1639) و «قسام عسكرى» (45 - 1644) دو منصب مهم را بر عهده داشت.
در سال 1654 و 1656 احمد زهروى و برادرش بهاءالدين، وقفى را شامل دو كارخانه صابونسازى، مغازه، باغهاى ميوه و زمينهاى كشاورزى ايجاد كردند. وقفنامههاى اين دو مورد، نشان مىدهد كه آنها وفادار به ايمان مذهبى پدران خود بودند به اين ترتيب كه در باره اين دو مورد هبه قطعى آمده است كه بر فرض از بين رفتن خاندان آنها، بايد نيمى از وقف براى مشهد المحسن، دومين مكان مقدس در حلب 3 و نيم ديگر آن براى هزينه زائران حرم امام حسين(ع) در كربلا باشد. صرف نظر از