265مسؤوليت بيت المال را داشته و دست كم يك بار نيز در مديريت حرم نبوى شركت داده شدند. 1 آمادگى آنها در داشتن عنوان نقيب الاشراف، مىتوانست نقش مهمى را در شهر و اطراف آن براى آنها به دنبال داشته باشد. نوعى از قدرت نظامى مىبايست سبب جذب آنها به اين منصب باشد، چرا كه مىدانيم آنها رهبرى نبردهاى اشراف را در دفاع از مدينه و ينبع در برابر شرارتهاى بدويان كه از سوى شرفاى مكه تقويت مىشدند، سازماندهى و رهبرى مىكردند. 2 بخشى از حوادث محلى مرتبط با آنها، آن است كه نقباى خاندان شدقم در جهت بهبود بخشيدن به وضعيت شرفا، با زيركى، خود را نزد سلاطين عثمانى و نيز صفوى كه وقفهاى زيادى براى آنها قرار داده و درآمد سالانه آن را برايشان مىفرستاد، محبوب مىكردند. نقيب احمد بن سعد بن شدقم (م /988 1580) با فرستادن پيشكشهايى براى سلطان مراد سوم او را بر آن داشت تا بخشى از زمينهاى قابل كشت مصر را وقف كند كه درآمد سالانه آن 4000 اردب تخمين زده مىشد و توسط احمد شريفى كه مستقيم از طرف استانبول اعزام مىشد، تحت نظر نقيب ميان اشراف تقسيم مىشد. 3 على بن تقى مدنى (/1081 1617) بعد از سفر به اصفهان، دمشق، استانبول و قاهره، توانست حمايت شريف بزرگ مكه مشهور به زيد بن محسن (م /1077 1666) را به دست آورد. وى او را به عنوان نقيب مدينه تعيين كرد. اشراف آن روزگار گله داشتند كه عوايد موقوفاتى كه شاه عباس برايشان معين كرده، به طور منظم به دست آنها نمىرسد. نقيب على از شاه عباس دوم خواست تا آرزوهاى پدر بزرگش (عباس اول) را برآورده كند كه او چنين كرد. 4
ظهور يك سلسله هندى شيعى در دكن براى اشراف اهميت زيادى يافت. خاندان ابن شدقم نزد سلسله نظامشاه در احمدنگر، حاميان فراوانى به دست آورد. 5 نخستين ارتباط توسط نقيب على بن شدقم (م /960 1553) برقرار شد. او به دكن رفت و با