266برهان اول نظامشاه ديدار كرد و سپس به مدينه بازگشت. 1 كار مشابه از فرزندش، بدرالدين حسن نقيب بن شدقم مدنى بود كه به دكن رفت و مورد استقبال گرم حسين نظام شاه قرار گرفت. در آنجا به عنوان «رئيس العلما» منصوب شد و با دختر شاه ازدواج كرد. 2 از طريق مادرش ثروت هنگفتى - مطابق قانون - به دست او و جانشينانش افتاد كه سالانه 12000 سكه طلا به وى پرداخت مىشد. او به دليل حمايتش از فقرا و نگرفتن ماليات و عشريه از اتباعش، مورد ستايش قرار گرفته است. به هر روى، او سالانه مقدار زيادى از ثروت خود را براى بستگانش به مدينه مىفرستاد. وى پس از مرگ حسين نظام شاه در سال /972 1565 به حجاز بازگشت و همراه علماى شيعه و سنى در مكه به تحصيل پرداخت و خود را با تأسيس دو وقف عام در مدينه به عنوان فردى خيّر مشهور كرد. وى از موقعيت خودش ناراضى بود و به همين دليل به دكن بازگشت و به سال /999 1590 در همانجا درگذشت. 3
پس از وى پسرش محمد (م /1008 9 - 1608) رهبرى اشراف را براى مدتى حفظ كرد، اما پس از مدتى فشار توطئههاى محلى وى را وادار به فرار به سوى مكه كرد. 4 فرزند ديگر او حسين به اصفهان رفت و نزد شيخ بهايى عالم برجسته، به تحصيل پرداخت. شاه عباس اول، محبت خود را با بخشش مقدار زيادى پول و وارد كردن نامش در ديوان به وى نشان داد.
وى به طور غير منتظرهاى ماندن در آنجا را رها كرد و دعوت حاكم حويزه، سيد مبارك مشعشعى (م /1025 1616) را براى آمدن نزد او پذيرفت. 5 بدرالدين نواده حسين بن على (م /1090 1679) باز راه هند را در پيش گرفت تا عالىترين مقام روحانى دربار اورنگ زيب، سلطان مغول، باشد. 6
يك خاندان ديگر از بنوالحسين كه از مهاجران جديد به حجاز بودند، و به احتمال،