260معرفى شدهاند، 1 اما گفته شده كه يكى از آنها با نام سيد عبدالله بن محمد طبرى (م بعد از /1044 1635) نسخهاى از يك كتاب برقى (م بعد از /183 799) دانشمند شيعى را كه در باره احاديث اهل بيت(عليهم السلام) بوده كتابت كرده كه اين خود پرسشها و ترديدهايى را در باره مذهب واقعى آنها مطرح مىكند. 2
مورد مشابه وضعيت احمدبن فضلبن محمد باكثير مكى (م /1047 38 - 1637) شاعر و منجم است. او در حمايت شريف مكه درآمد تا آنجا كه كتاب «وسيلة المآل فى مناقب الال» 3 را به او اهدا كرد. وى در مقدمه كتابش خاطر نشان مىكند كه از خدا به سبب اعطاى محبت اهلبيت، كه شايسته آن هستند، سپاسگزار است. اين چيزى است كه در منابع شيعه برادر به حساب آوردن او به عنوان يك پيرو مخلص على(ع)، علىرغم وابستگى ظاهريش به مذهب شافعى، كافى است. 4
به هر روى، چنين به نظر مىرسد كه تشيع از بيرون وارد مكه شده است. اگر شيعيان ايرانى، در مواقعى، در ورود به مكه مشكل داشتند، شيعيان ساكن مناطق عربى چنين مشكلى را نداشتند. دلايل آنها براى آمدن به مكه عبارت بود از انجام فريضه حج، تجارت، زندگى در كنار خانه خدا در پرهيز از مسائل دنيوى، و يا به عكس برخوردارى از بذل و بخشش شرفا، بسيارى از افراد يا خاندانهاى شيعه مذهب در طى قرن شانزدهم و هفدهم در مكه اقامت گزيدند. آنها به عنوان شاعر، مورخ و محدث شهرتى به دست آورده و با دانشمندان سنى درآميختند، از آنها حديث شنيدند و اجازه روايتى دريافت كردند. برخى از آنها نيز به كار تأليف كتابهاى رجال يا حديث مشغول شدند. همين شهرت بود كه كسان ديگرى را وا مىداشت تا براى تحصيل نزد آنها بيايند.
آنها مدت زمانى در مكه مىماندند و برخى مواقع همانجا ازدواج مىكردند و بعدها مكّه را به قصد مناطق ديگر؛ از جمله وطن خود، عراق، ايران يا هند، ترك مىكردند.
در اينجا به بيان چند نمونه قابل توجه مىپردازم.